
نویسنده: حامد عبدالصمد
مترجم: ب.بی نیاز(داریوش)
نویسنده در این کتاب به بررسی علل افول تمدن اسلامی میپردازد. او با اشاره به دوران درخشان گذشته مسلمانان در علم، فلسفه و سیاست، تأکید میکند که جهان اسلام امروزه با رکود، جهل، استبداد و وابستگی مواجه است. به باور نویسنده، مهمترین عامل زوال، کنار گذاشتن عقلانیت و اجتهاد و روی آوردن به تقلید و تعصب بوده است. تعطیلی تفکر آزاد، سلطه باورهای خرافی، و دوری از علم، باعث فروپاشی فرهنگی شد. از سوی دیگر، استبداد سیاسی حاکمان مسلمان، سرکوب آزادی اندیشه و رواج فساد نیز در این مسیر نقش اساسی ایفا کرده است. فرقهگرایی مذهبی و درگیریهای دروندینی، اتحاد جهان اسلام را از بین برده و آن را در برابر دشمنان خارجی آسیبپذیر کرده است. در حوزه اقتصادی نیز کشورهای اسلامی به جای تولید، به مصرفکننده صرفِ فناوری و دانش غربی تبدیل شدهاند و منابع خود را به درستی مدیریت نمیکنند. استعمار غربی با بهرهگیری از این ضعفها، ساختارهای جهان اسلام را تضعیف کرده و آن را به وابستگی بیشتر کشانده است. نویسنده تمدن غرب را با وجود انتقاداتی که به آن دارد، نمونهای از حرکت به سوی عقل، علم، و آزادی میداند که باعث پیشرفت آن شده است. در نهایت تأکید میکند که خود اسلام عامل زوال نبوده، بلکه برداشتهای نادرست، افراطی و متحجرانه از آن باعث عقبماندگی شده است. راه بازگشت به شکوفایی را در بازگشت به اسلام عقلگرا، علممحور و عدالتخواه میداند.
آگوست 05
