
دکتر اسماعیل خویی شاعری است که هم در قالب های سنتی شعر می سراید و هم در قالبهای مدرن. در قالبهای سنتی مفاهیم فلسفی و اجتماعی روز را با تعابیر و تصاویر درخشانی به کار می گیرد و همین باعث میشود که شعرهای اینگونهاش از هر سه جنبهی زبان، خیالپردازی و اندشیه غنی باشند و رنگ و بوی کهنگی به خود نگیرند. زبانِ مدرنِ شعرهایش اما چیزِ دیگریست؛ سرشار از تصویرپردازیها و حسّامیزیهای درخشان که برجستهسازیهای منحصر به فردی را به همراه دارند.
آوریل 13
کتاب کشتار67 به بانگ بلند
آوریل 12
سبزپوشان به چه میاندیشند
نویسنده: دکتر رضا برملو
امواج مبارزهٔ مردم ستمدیده ایران علیه دیکتاتوری رژیم اسلامی ، بی وقفه بر پیکرهٔ در حال نابودی رژیم میکوبد .باشد که این تحلیل در خدمت این مبارزه برای آزادی و دموکراسی قرار گیرد و بر توان مردم برای آزادی و رهایی از دست رژیم اسلامی بیفزاید .
آوریل 11
کتاب« سیگار شکلاتی»
آوریل 10
کتاب « لولیتا »
داستان عشق وسواس گونه و شوم هامبرتِ سن و سال دار به دلوری هیزِ نیمفت است و همچنین داستان رو به رویی اروپا با آمریکای نافرهیخته و سرخوش پس از جنگ جهانیست.
هامبرت هامبرت، یک محقق ادبی در اروپا، مرگ نابهنگام معشوقه کودکی خود، آنابل لی، را توصیف میکند. به ادعای وی، عشق بی سرانجام او به آنابل موجب تمایل او به نیمفتها یا همان دختربچههای جذاب ۹ تا ۱۴ ساله میشود. او با وانمود کردن به مطالعه کتاب در یک پارک عمومی و تحریک شدن با دخترانی که اطرافش بازی میکنند، در فانتزیهای جنسی خود افراط میکند.
آوریل 09
کتاب « پیغمبر دزدان»
مقدمه : شیخ محمدحسن زیدآبادی، یا در برخی منابع: شیخ محمدحسن سیرجانی کرمانی، متخلص به قارانی و مشهور به نبی السارقین یا پیغمبر دزدان (زاده: حدود ۱۲۳۰ هجری قمری در زیدآباد سیرجان، درگذشت: حدود ۱۳۱۰ هجری قمری در زیدآباد)، شاعر، نویسنده، طنزپرداز و روحانی ایرانی و از معاریف عصر قاجار بود. وی در بهبود و اصلاح اوضاع زمان خویش، تلاش بسیار کرد و با نامههای مطایبه آمیز و سرشار از اشعار لطیف و در عین حال گزندهٔ خود، خطاب به حکّام و افراد مهم و مؤثر دوران خویش، آنان را به عدالت و دادگری و دوری از بیداد و ستم، فرامی خواند.
مقصود و غرض وی از انتخاب لقب نبی السارقین یا پیغمبر دزدان برای خویش و استفادهٔ همیشگی از این لقب در اشعار و نوشتههای خود، آن بود که با بیان شوخ طبعانهٔ خویش، در ظاهر دزدان بیابانی و سر گردنه و راهزنان صحراگرد و کوه نشین، و در باطن و لفّافه، تمامی دزدان و غارتگران اموال عمومی و از جمله به خصوص حکّام و زمامداران ستمگر را، به کردار زشت و جهنمی شان متنبه ساخته و با گفتار و لحن دلپسند آن زمان، آنها را از روش بدشان بازدارد. مجموعهٔ آثار و نامههای او، به همراه مختصری از شرح حالش، نخستین بار در سال ۱۳۲۴ خورشیدی، در کتابی موسوم به پیغمبر دزدان، توسط محمدابراهیم باستانی پاریزی در کرمان به چاپ رسیدهاست. این کتاب، تاکنون هیجده بار تجدیدچاپ گردیده، که در نوع خود و در میان کتابهای تاریخی مربوط به عصر قاجار، یک رکورد محسوب میشود.
آوریل 08
کتاب ظلمت در نیمروز
ظلمت در نیمروز بازنمایی دادگاههای نمایشی و تصفیههای استالینیستی است که یک سال پیش از جنگ جهانی دوم در شوروی اوج گرفت. روباشوف، شخصیت اصلی داستان، از رهبران انقلاب ۱۹۱۷ است که تحت بازجوییهای سخت به اعمالی اعتراف میکند که هرگز از او سر نزده است. روباشوف شخصیتی خیالی است، اما کوستلر او را بر اساس ویژگیهای رهبران فکری انقلاب بلشویکی و سیاستمداران برجستهی شوروی خلق کرده است و شرح زندان و اعترافات او بازتاب آرای سیاسی روز است. ظلمت در نیمروز از تأثیرگذارترین رمانهای سیاسی قرن است و در زمرهی مهمترین آثار روشنفکری علیه کمونیسم بهشمار میرود.بسیاری این کتاب را نقطهی عطفی در گذر از دههی ۱۹۳۰ به سالهای جنگ سرد شمردهاند.
آوریل 08
کتاب « پیمان سپیده دم »:
آوریل 07
کتاب درخت زندگی
آوریل 06
کتاب درخشش های تیره

آرامش دوستدار در اين اثر، «روشنفکری ايرانی» را که «هنر» آن را در نينديشيدن میداند، به گونهای بنیادین نقد میکند و سنجشگرانه در رفتار فرهنگی ما میکاود تا کارسازی فرهنگیمان را روشن سازد. تزهای کانونی اين کتاب بر آن تاکيد دارند که ما در ۱۵۰ سال گذشته نيز به خلاف ظاهرش، در اسارت ديرپای فرهنگیمان همچنان «ناپرسا و نينديشا» ماندهايم و در دورهای که کلام الهی مستقيما از افق فرهنگی برخی از متجددان خارج میشود، روال درونی به همانگونه ناپرسا میماند که پيشتر بوده است. نويسنده تاکید میکند که فرهنگ ما چون دينی بوده و مانده، در سراسر رويدادش «ناپرسندهی پرسشنما» بوده است. ناتوانی ما در پهنهی مسلط فرهنگی، ناشی از «دينخويی» و مآلا ناپرسايی فرهنگی ما بوده است. آرامش دوستدار یادآور میشود که «دينخويی» الزاما با دين به مفهوم تاريخی يا متداول آن و نيز پارسايی اصيل که از شرايط دين است کاری ندارد، بلکه رويکردیست که از انديشدن و پرسيدن میگريزد و از نزديک شدن به هر پرسش و بغرنج ناسازگار با دستورالعملهای فرهنگ مستولی در جامعه میپرهيزد. بطور خلاصه «دينخويی» يعنی آن رفتاری که امور را بدون پرسش و دانش میفهمد. نويسنده يکی ديگر از مشکلات بنیادین فرهنگی ما را در «روزمرگی» میداند. «روزمرگی» يعنی سطحی ماندن و رفتاری که هيچ جويايی و جنبش درون روندهای در آن ديده نمیشود تا عمقی به آن سطحيت بدهد. برای «روزمرگی» معنوی، همه چيز روشن و آشکار است. هيچ چيز نياز به انديشيدن ندارد و هيچ گرهی نيست که «روزمرگی» معنوی آن را فورا باز نکند. «روزمرگی» آن رويکردیست که هيچ تاريکی و ابهامی در سراسر تاريخ و فرهنگ ما نمیبيند تا آن را معروض پرسش قرار دهد.
آوریل 05
کابوس
آیریش داستان نویس امریکایی در سال ۱۹۰۳ بدنیا آمد. وی دارای داستانهایی چون کابوس،پسرکی در تعقیب طبهکار،عروس سیاهپوش،پنجره رو به حیاط ،پری دریائی میسیسیپی و نردبان خطر میباشد. این نویسنده در سال ۱۹۶۸ درگذشت. برخی از آثار آیریش توسط فیلم سازان بزرگ دنیا به روی صحنه رفته اند. تروفودر ۱۹۶۷ مصاحبهای با آلفرد هیچکاک انجام داد و آن را به صورت کتاب منتشر کرد و در آن احترام عمیقش را به هیچکاک نشان داد. در ادامه همین دلبستگی بود که تروفو دو فیلم بعدی خود را مستقیماً با الهام از هیچکاک ساخت: “عروس سیاه پوش” به سال ۱۹۶۷، که افسانهای تعلیقدار از انتقام است که در آن ژان مورو پنج مرد را، که در قتل تصادفی شوهرش در شب عروسی دست داشتند، تعقیب میکند و با بیرحمی آنها را میکشد. این فیلم اقتباسی از رمان ویلیام آیریش است. هیچکاک “پنجره رو به حیاط ” آیریش را به سال ۱۹۵۴ به فیلم تبدیل کرد. “عروس سیاهپوش” یک الگوبرداری دقیق و کتابی است از آثار هیچکاک و فیلم دوم، “پری دریائی میسیسیپی” به سال ۱۹۶۹، نیز از رمان ویلیام آیریش اقتباس شده است. تروفو این فیلم را به ژان رنوار تقدیم کرده و در آن اشارههایی به فیلمهای رنوار دارد.







