Category: کتاب های داستان و رمان

کتاب «همیشه شوهر »

هیچی سخت تر از این نیست که منطقی فکر کنی وقتی احساستت دارن خفت می کنن…

کتاب «بینایی»

وقتی متولد می‌شویم قراردادی را برای زندگی امضا می‌کنیم… اما سالها بعد زمانی می‌رسد که از خود سوال می کنیم «چه کسی این قرارداد را به جای من امضا کرده است؟»

کتاب «گهواره گربه»

خنده شاید واکنشی به ناکامی‌ها باشد، درست مثل گریه؛ خنده مشکلی را حل نمی‌کند همان طور که گریه. آدمی وقتی می‌خندد یا میگرید که کار دیگری ازدستش برنمی‌آید!

کتاب « شوخی»:

در مجلس چهارم نویسندگان چکسلواکی در ژوئن ۱۹۶۷ کوندرا سخنرانی معروفی انجام داد که در آن خواهان آزادی بیشتری برای نویسندگانی شد که فکر می‌کردند توسط تشکیلات خودکامهٔ کمونیستی به اسارت گرفته شده‌اند. کوندرا اولین رمانش به نام شوخی را در سال ۱۹۶۷ نوشت. «شوخی» از زبان چندین راوی روایت می‌شود و تنها کتاب کوندرا …

ادامه‌ی مطلب

کتاب « بار هستی»

در جامعه ی دیکتاتوری، مدام بینِ انتخابِ درست و غلط، تردید است. از یک سو، با عملی که می‌دانند درست است، جانِ خود را به خطر می‌اندازند و از سوی دیگر، با سکوت در برابرِ استبداد، آرمانهایشان را می‌بازند. بهتر است فریاد برآوریم و مرگِ خود را جلو بیندازیم تا سکوت کنیم و جان دادنِ …

ادامه‌ی مطلب

کتاب« توپ مرواری »

چنان آنها را ترغیب به گذشته و فقر و مرده پرستی و گریه و وافور و توسری می‌کنیم که دست روی دستشان بگذارند و بگویند باید دستی از غیب برون آید و کاری بکند…!

کتاب «مدیر مدرسه »

در این جهان هيچ چیز پایدار نیست. حتی شادمانی انسان هم پس از لحظه‌ای رنگ می‌بازد و به سستی می‌گراید و سرانجام غم و غصه‌های مبتذل روزمره آنرا می‌بلعد. درست مثل موج کوچکی که بر اثر انداختن سنگریزه‌ای به سطح آرام آب به وجود می‌آید و به تدریج محو و ناپدید می‌گردد.

کتاب «دختر پرتغالی »

یک بارِ دیگر از تو می پرسم: اگر حق انتخاب داشتی چه تصمیمی میگرفتی؟ آیا زندگی کوتاه در کره زمین را انتخاب میکردی، تا بعد از مدت کوتاهی همه چیز را بگذاری و بروی، و تا ابد اجازه بازگشتن به آن را نداشته باشی؟ یا با تشکر، آن را رد میکردی؟

کتاب «مردی در تبعید ابدی »

اصل آن است که ما بتوانیم از خود دور شویم. و این تبعیدی است ابدی برای آن کس که خواهان قربت است.

کتاب «همسران خوب »:

اين نهايت ناشكری است كه آدم بخواهد همه نعمت هايی را كه در اختيارش است فقط به خاطر اين كه آن چيزی را كه ميخواسته به دست نياورده است ناديده بگيرد…