کتاب ” خاطرات یک گیشا “


نوشته آرتور گلدن ترجمه مریم بیات

آرتور گلدن در کتاب «خاطرات یک گیشا» آسوده از قضاوت و با خودنمایی با این نصیحت کلاس‌های نویسندگی خلاق به مخالفت برخاسته که «هرچه را که می دانید بنویسید.» برای نوشتن چنین رمانی او باید از سه مرز بزرگ ملیت، جنسیت و تاریخ عبور می کرد. او باید خود را به جای دختر ۹ ساله‌ای در ژاپن پیش از جنگ جهانی دوم، قرار می‌داد که به یک خانه گیشا فروخته شد. بعد از آن باید همان دختر را در نوجوانی تصور می کرد که در یک حراجی به پیر مردی نامطبوع که بالاترین قیمت را برای او پیشنهاد کرده واگذار شده و در تمام داستان باید جزئیات زیادی در مورد زندگی روزمره دختران می‌دانست مثلا این که چه طور باید موهای خود را برای هر مراسم آرایش کند. البته آرتور گلدن از این مرزها گذشت و نتیجه آن شاهکاری بود که برای بیش از پنجاه هفته در صدر لیست پرفروش‌های نیویورک تایمز قرار گرفت و به بیش از بیست و پنج زبان دنیا ترجمه شد، استیون اسپیلبرگ تهیه کنندگی فیلمی بر اساس این کتاب را بر عهده گرفت که نامزد چندین جایزه اسکار شد و در سه رشته این جوایز را کسب نمود.

کتاب«سوانح ایام »

زندگینامه خودنوشت آیت الله ابوالفضل برقعی

زندگینامه خودنوشت مرحوم ابوالفضل برقعی، از سردمداران مبارزه با خرافات در ایران معاصر است. کتاب حاضر از آن نظر حائز اهمیت است که تاریخ تحولات سیاسی- مذهبی ایران معاصر را در دوران حکومت پهلوی (رضا و محمدرضا شاه) پس از انقلاب ایران تا سال هفتاد شمسی روایت کرده و نقش و موضع‌گیری روحانیون شیعه را در قبال رویدادهای مختلف جامعه ایران شرح و تحلیل می‌کند و پرده از حقایقی برمی‌دارد که برای بسیاری از خوانندگان مجهول بوده‌اند. بنابراین، “سوانح ایام” علاوه بر اینکه شرح حال شخصیِ علامه برقعی است، بیان ناگفته‌های تاریخی و پرده‌برداری از چهرة حقیقیِ حکومتِ ایران است. نویسنده پس از معرفی نسب و خاندان خود، شمّه‌ای از دوران کودکی و تحصیلات ابتدایی و سپس آموزش‌های حوزوی خود را شرح می‌دهد. بیان فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی او در دوران جوانی، معرفی اساتید حوزوی و متن اجازه‌های نقل حدیث از ایشان در ادامه کتاب آمده است. شرح ملاقات‌ها و صحبت‌های برقعی با بسیاری از روحانیون سرشناس شیعه و نامه نگاری با بسیاری از آنها بخش مهمی از کتاب است، که صفحات زیادی را به خود اختصاص داده است. فصل‌های پایانی کتاب، به نحوه برخورد حکومت ایران با او و شرح آزار و اذیت‌ها، حوادث زندان و ترور نافرجام وی اختصاص دارد.

جنگ« سرنوشت ساز قادسیه و پی آمدهایش_ نبرد خونین ایرانیان در قادسیه»

نوشته امیرحسین خنجی

رستم در حدود چهار ماه در منطقه بلاش آباد در پادگان آن شهر که بعدها سابط نام گرفت اردو زد تا مبادا لشگر عربها نزدیک پایتخت ایران در تیسفون گردند. رستم از اوضاع ایران به خوبی آگاه بود زیرا خودش شاه را به سلطنت رسانده بود تا کشور به مرز فروپاشی نیافتد و خوب میدانست که درگیری های داخلی و کودتاهای چند تن از افسران پارتی و اوضاع کشور مانع از یکپارچگی ارتش ایران میشود. رستم مذاکره با یزدگرد نمود تا شاهنشاه ایران را در خطر عربها قرار دهد . ولی یزدگرد که در فکر شکوه و جلال گذشته ایران بود و از اوضاع خراب ایران اطلاعی نداشت و از طرفی روحیه ملی و وطن پرستانه اش اجازه این را به او نمیداد که با عربها از در مذاکره در آید فرمان حمله را صارد نمود او چندین بار به عربها کمک نموده و آنان را از قحطی بیرون آورده بود و همیشه از آنان در برابر کشورهای متجاوز محافظت نموده. لیکن هرگز تصور نمی کرد روزی آنان قصد تجاوز به امپراتوری ایران را داشته باشند. بنابراین رستم را وادار به جنگ نمود. ولی باز رستم چندین تن از فرماندهان عرب را دعوت به ایران کرد تا گفتگو کنند. ولی هیچ نتیجه ای در بر نداشت بلاذری مینویسد: که ” بص بهری ” هزار درهم پول و یک طیلسان به خالد داد و تعهد کرد در تمام امور با لشگر عرب باشد و ضد ایران وارد جنگ شود و افرادش به عنوان جاسوسان مدینه وارد ایران شوند. سپس ابوبکر نامه ای به وی داد و وعده کارگزاری خلیفه مسلمانان را به او داد رستم فرخزاد در محرم سال ۱۶ هجری با سپاهی ۶۰ هزار نفری از فرات عبور کرد و در کنار شعبه ای از فرات اردو زد.

کتاب ” خیام و آن دروغ دلاویز “


نوشته هوشنگ معین زاده

از ارداویراف نامه ( نام یکی از کتاب‌های نوشته شده به زبان پارسی میانه هستش که از پیش از اسلام بجا مونده و مضمون کتاب، اعتقادات عامه ایرانیان پیش از اسلام در باره آخرت هستش) تا کتاب ابوالعلاء معری و از کمدی الهی دانته تا صحرای محشر جمال زاده و بسیاری دیگر از نوشته ها و نویسندگان، به مناسبت هایی به وادی بهشت و دوزخ و سرزمین های ساخته و پرداخته آرزوهای انسانی در دنیای بعد از مرگ، از روی تصور و تجسم ادیان و یا افسانه هایی که هاله وار گرداگرد این گفته های دینی درست شده است، سر کشیده اند و هر یک به منظوری و هدفی بر این تصورات مهر تائید و یا تکذیب زده و یا به نیشخند و ریشخند از آن سخن گفته اند.آقای هوشنگ معین زاده در تخیل نامه ای زیر عنوان خیام و آن دروغ دلاویز داستانی را در دویست و هجده صفحه کتاب به رشته نگارش کشیده اند که خواندنی است. نویسنده قلمی روان و ساده و شیوا دارد و تخیلات خود را با گوشه و کنایه ای از دستورات دینی و افکار فلسفی و علمی در هم آمیخته است.

کتاب ” مسخ “

نوشته فرانتس کافکا️ ترجمه صادق هدایت

مسخ (به آلمانی: Die Verwandlung) رمان کوتاه یا داستان کوتاهی از فرانتس کافکا است که در پاییز نوشته شده و در اکتبر ۱۹۱۵ در لایپزیگ به چاپ رسید. مسخ از مهمترین آثار ادبیات فانتزی قرن بیستم است که در دانشکده‌ها و آموزشگاه‌های ادبیات سراسر جهان غرب تدریس می‌شود.داستان در مورد فروشنده جوانی به نام گرگوار سامسا است که یک روز صبح از خواب بیدار می‌شود و متوجه می‌شود که به یک مخلوق نفرت‌انگیز حشره‌مانند تبدیل شده است. دلیل مسخ سامسا در طول داستان بازگو نمی‌شود و خود کافکا نیز هیچگاه در مورد آن توضیحی نداد. لحن روشن و دقیق و رسمی نویسنده در این کتاب تضادی حیرت انگیز با موضوع کابوس‌وار داستان دارد.

کتاب ” بوف کور “


اثر صادق هدایت

من همان قدر از شرح حال خودم رَم می‌کنم که در مقابل تبلیغات آمریکایی مآبانه. آیا دانستن تاریخ تولدم به درد چه کسی می‌خورد؟ اگر برای استخراج زایچه‌ام است، این مطلب فقط باید طرف توجّه خودم باشد. گرچه از شما چه پنهان، بارها از منجّمین مشورت کرده‌ام، اما پیش‌بینی آن‌ها هیچ وقت حقیقت نداشته. اگر برای علاقهٔ خوانندگان است؛ باید اول مراجعه به آراء عمومی آن‌ها کرد چون اگر خودم پیش‌دستی بکنم مثل این است که برای جزئیات احمقانهٔ زندگیم قدر و قیمتی قائل شده باشم. بعلاوه، خیلی از جزئیات است که همیشه انسان سعی می‌کند از دریچهٔ چشم دیگران خودش را قضاوت بکند و ازین جهت مراجعه به عقیدهٔ خود آن‌ها مناسب تر خواهد بود مثلاً اندازهٔ اندامم را خیاطی که برایم لباس دوخته بهتر می‌داند و پینه‌دوز سر گذر هم بهتر می‌داند که کفش من از کدام طرف ساییده می‌شود. این توضیحات همیشه مرا به یاد بازار چارپایان می‌اندازد که یابوی پیری را در معرض فروش می‌گذارند و برای جلب مشتری به صدای بلند جزئیاتی از سن و خصایل و عیوبش نقل می‌کنند.

کتاب صوتی ” کفش تنگ “


نوشته “عزیز نسین” ترجمه صمد بهرنگی
راوی: امیر اردلان داوری
محمَت نُصرَت معروف به عَزیز نَسین نویسنده، مترجم و طنزنویس اهل ترکیه است.
پس از خدمت افسری حرفه‌ای، نسین سردبیری شماری گاهنامه طنز را عهده‌دار شد. دیدگاه‌های سیاسی او منجر به چند بار به زندان رفتن شد. بسیاری از آثار نسین به هجو دیوان‌سالاری و نابرابری‌های اقتصادی در جامعه وقت ترکیه اختصاص دارند. آثار او به بیش از 30 زبان گوناگون ترجمه شده‌اند.

کتاب ” شرق بهشت ” 3جلد

جلد اول

جلد دوم

جلد سوم

نوشته: جان اشتاین بک ترجمه: دکتر بهرام مقدادی
“اين رمان، به ظاهر توصيف ماجراهاي معمولي و ساده‌ي زندگي آدم‌هاست، اما در اصل “حماسه‌اي فلسفي است، زندگي نامه‌ي دو نسل است، نسلي كه براي فرار از دشواري‌ها و تعصب‌هايي مذهبي و اجتماعي به امريكا مهاجرت كرده و نسلي كه در طلوع قرن بيستم،در ميان تحولات و پيشرفت‌ است” اگر جان اشتاين بك در سراسر عمر ادبي خود جز كتاب شرق بهشت چيز ديگري ننوشته بود باز هم شايسته و سزاوار همه ي شهرت و افتخاري بود كه نصيبش شد.حماسه فلسفي و انساني عظيمي كه همه بشريت را در خود گنجانده ، از بدو خلقت تا امروز، ماجراهايي كه پس از خوردن ميوه ي درخت بر سر فرزندان آدم آمده و تا ابديت ادامه دارد. شرق بهشت به رغم گذشت سالها هنوز هم جزو پرخواننده ترين ده كتاب بزرگ آمريكاست.

کتاب صوتی «شاهنامه فردوسی _قسمت دوم»

اثر: ابوالقاسم فردوسی
راوی: اسماعیل قادر پناه
بر اساس نسخه معتبر چاپ مسکو

کتاب ” دجال “


اثر: فریدریش نیچه️ ترجمه عبدالعلی دستغیب
دجال،باعث آشنایی انسان با تفکر نیچه راجع به مسیحیت می‌شود. او که کشیش زاده است، چرا از مسیحیت متنفر می‌شود؟ مقدمه عبدالعلی دستغیب در سال ۱۳۵۱ بر کتاب «دجال»: «فریدریش نیچه در سال ۱۸۴۴ در روسیه به دنیا آمد و در سال ۱۹۰۰ از دنیا رفت. پدر فریدریش از کشیشان لوتری بود و اجداد مادری او نیز همگی کشیش بودند. همدرسان او به وی «کشیش کوچک» خطاب می‌کردند و یکی از آنان وی را «عیسی در محراب» نامید. لذت او در این بود که در گوشه‌ای بنشیند و انجیل بخواند و گاهی آن را چنان با رقت و احساس بر دیگران می‌خواند که اشک از دیدگانشان می‌آورد. وی از چهار سالگی شروع به خواندن و نوشتن و در ۱۲ سالگی شروع به سرودن شعر کرد. نیچه در همان محل تولد به تحصیل پرداخت. او پس از عید پاک ۱۸۶۵ تحصیل در رشته الهیات را (در نتیجه از دست دادن ایمانش به عیسی مسیح) رها می‌کند. نیچه در یکی از آثارش با عنوان «آنارشیست» می‌نویسد: «در حقیقت تنها یک مسیحی واقعی وجود داشته‌ است که او نیز بر بالای صلیب کشته شد». نیچه به مسیحیت خالص و پاک که به زعم او «در تمام دوران» امکان ظهور دارد احترام فراوان می‌گذارد. نیجه به استادی دانشگاه منصوب شد و به درجه دکتری رسید. اما سرانجام در سال ۱۸۸۹ به دلیل ضعف سلامت و سردردهای شدیدش مجبور به استعفاء از دانشگاه و رها کردن کرسی استادی شد و بالاخره در سال ۱۹۰۰ پس از تحمل یک‌دوره سرطان مغزی از دنیا می‌رود. او معتقد بود سر دردهایش نتیجهٔ درد زایش افکار نو می‌باشد.»