Category: کتاب های داستان و رمان

کتاب«یادداشت های یک دیوانه »

نیکلای گوگول اگر یک زن کمی از زیبایی بی بهره باشد، باید بیست برابر یک مرد، باهوش باشد تا حداقل اگر نه عشق، کمی احترام به خودش جلب کند.

کتاب«پرندگان میروند در پرو میمیرند»

رومن گاری تنها وسوسه‌ای که کسی هرگز نتوانسته است بر آن غالب شود: “وسوسه‌ی امید !”

کتاب«ستاره بازان»

رومن گری این کتاب را نخست در سال 1961 به زبان انگلیسی و با عنوان The Talent Scout به معنی استعدادیاب چاپ کرده بود. بعدها خودش آن را به فرانسه ترجمه کرد و عنوان Les Mageurs d’Etoiles را بر آن گذاشته بود که معنای تحت الفظی اش می شود ستاره خواران و کنایه از دو …

ادامه‌ی مطلب

کتاب«ظلمت در نیمروز»

اثر:آرتور کوستلر هر فکر غلطی که دنبال می‌کنیم، جنایتی است که در حق نسل‌های آینده مرتکب می‌شویم.

کتاب« شاه گوش می کند»

اثر: ایتالو کالوینو شهری بود که همه اهالی آن دزد بودند. شبها پس از صرف شام، هرکس دسته کلید بزرگ و فانوس را برمیداشت و از خانه بیرون میزد؛ برای دستبرد زدن به خانه یک همسایه. حوالی سحر با دست پر به خانه برمیگشت، به خانه خودش که آنرا هم دزد زده بود. به این …

ادامه‌ی مطلب

کتاب« دو دنیا»( جلد دوم خاطره های پراکنده)

گلی ترقی شامل 7 داستان کوتاه به نام های: اولین روز، خانم ها، آن سوی دیوار، گل های شیراز، فرشته ها، پدر و آخرین روز است که در واقع جلد دوم کتاب خاطره های پراکنده می باشد. در اولین داستان کتاب می خوانیم که راوی که خود نویسنده است بدلیل مشکلات روحی در یک بیمارستان …

ادامه‌ی مطلب

کتاب«خاطره های پراکنده»

نوشته : گلی ترقی، این کتاب مجموعه هشت داستان کوتاه از خانم گلی ترقی است که شش تا از آنها به نوعی خاطرات واقعی نویسنده است.اتوبوس شمیران :خاطره ای مربوط به زمان کودکی وقتی که دختر کوچکی بوده و همیشه با راننده اتوبوسی به نام عزیز آقا به منزل بر می گشته .دوست کوچک :از …

ادامه‌ی مطلب

کتاب«تریستان و ایزوت»

اثر ژورف بدیه داستانی عاشقانه و پر فراز و نشیب است که تا تمامش نکنید از خواندنش دست نخواهید کشید. روایت عشق پر سوز و گداز «تریستان» فرزند پادشاه لونوا و «ایزوت» دختر زرین موی پادشاه ایرلند است؛ قصه‌ای پر فراز و نشیب و جذاب که ترجمه زیبا و خوش خوان «پرویز ناتل خانلری» آن …

ادامه‌ی مطلب

کتاب«والس خداحافظی»

میلان کوندرا اينجا ، مردم قدرِ صبح را نمى‌دانند. با بيدار باشِ زنگِ ساعت كه همچون تيشه‌اى خوابشان را قطع مى كند، به طرزِ خشنى از خواب برمى خيزند و بلافاصله خود را به دستِ تعجيلى شوم مى‌سپارند !

کتاب «کنت مونت کریستو»

الکساندر دوما تنها کسی که بیشترین درجه بدبختی را شناخته باشد میتواند بیشترین درجه خوشبختی را نیز درک کند انسان باید در حال مرگ باشد تا بداند زنده بودن چقدر خوب است.