کتاب «آیدا در آینه »

هرگز کسی اینگونه فجیع به کشتنِ خود برنخاست که من به زندگی نشستم!

کتاب «سال بلوا »

حاوی خاطراتی است که در ذهن نوشافرین مرور می شود.
نوشا دختر سرهنگ نیلوفری است. سرهنگی که برای پیمودن پله های ترقی به سنگسر (مکانی که داستان کتاب در آن اتفاق می افتد) آمده است و تصمیم دارد آینده ای باشکوه برای دخترش رقم بزند اما…
اما نوشا عاشق کوزه گری غریب می شود و تمام وجودش را تقدیم او می کند، با این حال تقدیر، تصمیم دیگری برای نوشا گرفته است و…

کتاب «آنا کارنینا »

اگر کسی را دوست داری، باید او را
آنطور که هست دوست داشته باشی
نه آن جور که گمان می کنی
باید باشد!

کتاب «حتی یک کلمه هم نگفت»

زادهٔ ۲۱ دسامبر ۱۹۱۷
درگذشتهٔ ۱۶ ژوئیهٔ ۱۹۸۵
نویسندهٔ آلمانی و برندهٔ جایزه نوبل ادبی است. بیشتر آثار او به جنگ (به‌خصوص جنگ جهانی دوم) و آثار پس از آن می‌پردازد.

کتاب «نان آن سالها»

گرسنگی قیمت ها را به من ياد داد فكر نان تازه مرا كاملاً از خود بي خود می كرد من غروب ها ساعت های متمادی بی هدف در شهر پرسه می زدم به هيچ چيز ديگر فكر نمي كردم به جز نان.

چشم هايم می سوخت، زانوهايم از ضعف خم مي شد و حس می كردم چيزی مثل گرگ درنده در وجودم هست.

کتاب «ماه کامل می‌شود»

سفر همينش خوب است. اينكه بدانى چه كسانى به تو نزديك ترند وقتى اينقدر از آنها دورى…

کتاب« چنین گفت زرتشت»

فریدریش ویلهِلم نیچه (به آلمانی: Friedrich Wilhelm Nietzsche) (زادهٔ ۱۵ اکتبر ۱۸۴۴ – درگذشتهٔ ۲۵ اوت ۱۹۰۰) فیلسوف، شاعر، منتقد فرهنگی، آهنگساز و فیلولوژیست کلاسیک بزرگ آلمانی و استاد لاتین و یونانی بود که آثارش تأثیری عمیق بر فلسفهٔ غرب و تاریخ اندیشهٔ مدرن بر جای گذاشته‌است.

کتاب «بابا گوریو»

+ چرا این‌قدر قیافه‌ت جدی‌ست؟
– فکرای بدی ذهنم رو آشفته کرده
+ چه نوع فکرهایی؟
می‌دانی فکرها را هم می‌شود معالجه کرد؟
– چطوری؟
+ با تسلیم شدن به آن‌ها!

کتاب« میرا »

چون دیگر آینده ای ندارند، از گذشته حرف میزنند. وقتی خیلی دویده باشیم و نفسمان بند آمده باشد، برمیگردیم و راهی را که دویده ایم اندازه میگیریم.

کتاب «زندگی جای دیگری است»

بـايد فكر كنم كـه بچه ام را وارد چگونه دنيايى مى كنم، او به يك چشم به‌هم زدن به‌مدرسه خواهد رفت و كله اش پـر از دروغ هاى محض، و چـرندياتى خواهد شدكه در تمام عمرم سـعى كرده‌ام با آنها مبارزه‌كنم.
آيا بايد ناظر تبديل تدريجی‌فرزندم به يك ابله همـرنگ جماعـت شوم؟ يـا بـايد ميراث عقلى خود را به او بدهم؟