ادعای اصلی کتاب حاضر این است که یک اندیشه واحد با نیروی بنیانکن عظیم، روحبخش همه آثار برلین است. این اندیشه، یعنی پلورالیسم ارزشی، میگوید ارزشهای غائی بشری عینی اما مختلف هستند و این اختلاف فرو ناکاستنی است. پیامد این اندیشه برای فلسفه سیاسی این است که تصور جامعه کاملی که در آن همه آرمانها و خیرهای اصیل به دست آید نه تنها اتوپیایی، بلکه ذاتا ناساز متناقض است، به گفته نویسنده کتاب، لیبرالیسم برلین لیبرالیسمی رواقی و تراژیک است که کشکمکشها و تضاد را میان ارزشهای ذاتا رقیب اجتنابناپذیر، و خسران را جبران ناپذیر میداند. اندیشه سیاسی برلین چون در امیدها یا توهمات لیبرالیسمهای زمانه ما و لیبرالیسمهای گذشته در مورد امکان سازگاری آزادیها و برابریهای بنیادین شریک نیست، در واقع حیات مجددی به سنت فکری لیبرال میدهد.
اکتبر 22
کتاب «آشنایی با ارسطو»
نوشتهی «پل استراترن» از مجموعهی «آشنایی با فیلسوفان» به کوشش شهرام حمزهای به فارسی برگردانده شده است. نویسنده در این اثر به شرح زندگی و آثار ارسطو، نوشتههای او، زماننگاری وقایع مهم فلسفی و تقویم زندگی و زمانهی ارسطو میپردازد. ارسطو شاید اولین و بزرگترین متفکر جامعالاطراف بود. چنانکه مشهور است، او دربارهی همه چیز از شکل گوشماهیها گرفته تا نازایی، از تاملات نظری دربارهی ماهیت روح گرفته تا هواشناسی، شعر و هنر و حتی دربارهی تعبیر خواب مطالبی نوشته است. گفته شده است که ارسطو هر رشتهای از دانش را که بر آن انگشت گذاشت، دگرگون کرد؛ به استثنای ریاضیات که در آن افلاطون و تفکر افلاطونی همچنان برتری خود را حفظ کردند. مهمتر از همهی اینها، ارسطو بنیانگذار منطق به شمار میرود. «آشنایی با فیلسوفان» مجموعهای از زندگینامههای فیلسوفان مشهور است که برای گشودن باب آشنایی با اندیشهها و دیدگاههای آنان مدخل مناسب و مغتنمی به نظر میرسد. در هر کتاب، گذشته از ارائهی اطلاعات زندگینامهای، افکار هر فیلسوف در رابطه با تاریخ فلسفه به طور کلی و نیز در رابطه با جریانها و تحولات فکری و اجتماعی و فرهنگی عصر او بازگو میشود و بدون ورود به جزئیات نظریات و عقاید او، نکتههای مهم آنها با بیانی ساده و روشن و درعینحال موثق و سنجیده بیان میشود.
اکتبر 22
کتاب« اینشتین و نسبیت »

کتاب کوتاهی نوشتهی پل استراترن است که به شرح زندگی و آثار آلبرت اینشتین فیزیکدان معروف آلمانی و خالق نظریهی نسبیت خاص و عام پرداخته است. استراترن کتابش را با زندگینامهی اینشتین آغاز میکند و جزئیات دوران کودکی، شرایط خانوادگی و فراز و نشیبهای زندگی او را به تصویر میکشد. سپس به شرح جامعی از فعالیتهای علمی اینشتین، دوران زندگی او به عنوان یک دانشمند، فعالیتش در دانشگاههای مختلف و خدماتش به علم میپردازد. در ادامه استراترن جملات مشهوری از او را آورده است و همچنین نظرات افراد برجسته را دربارهی شخصیت اینشتین بیان میکند. او گاهشماری از زندگی اینشتین را در کتابش آورده است که با یک نگاه به آن میتوانید مسیر پر پیچ و خم تبدیل شدن پسرک کند ذهن خانواده به نابغهی قرن بیستم را ببینید. استراترن در پایان کتابش تعداد زیادی منبع برای آشنایی بیشتر با آلبرت اینشتین و کارهایش معرفی کرده است تا علاقهمندان با مراجعه به آنها با جزئیات بیشتری از زندگی این دانشمند بزرگ آشنا شوند. کتاب استراترن به خوبی آلبرت اینشتین و خدماتی که به دانش بشری کرده است را به تصویر میکشد.
اکتبر 22
کتاب«پنج گنج »

مجموعه ای 5 جلدی و حاوی 49 داستان زندگیست. زندگی 49 شخصیت ارزشند و والا که همه عمر شیرین و تمامی استعداد ها و توانایی های خود را صرف (شدن های بزرگ) کرده اند.
نتیجه تلاشها ی نه فقط مردمان عصر و زمان خویش را بهره رساند بلکه انسانهای زمانهای بعد از خودشان نیز از خدمات آنان بهره گرفته و می گیرند.
پنج گنج نه افسانه که گوشه هایی از حقیقت زندگی 49 انسان بزرگ است که توجه به انها برای ما پند و اندرز هایی گهربار به همراه خواهد داشت که امروز هم می توانیم بکار بندیم و نتیجه بگیریم.
اکتبر 22
کتاب«سفرهای گالیوِر»
(به انگلیسی: Gulliver’s Travels)، (منتشرشده در ۱۷۲۶ و تجدیدنظرشده به سال ۱۷۳۵) با عنوان کاملِ سفرهایی به برخی ممالک دورافتادهٔ جهان در چهار بخش، نوشتهٔ لموئل گالیور، نخست در نقش پزشک کشتی و سپس بهعنوان ناخدا داستانی تخیلی نوشتهٔ جاناتان سویفت به زبان انگلیسی است. این کتاب یکی از آثار ماندگار و کلاسیک ادبیات انگلیسی و همچنین اثری هزل بر طبیعت انسان و هجو داستانهای ماجراجویانهٔ آن روزگار است.
داستان، که در چهار بخش نوشته شدهاست، بهصورت سفرنامهٔ دریانوردی به نام ناخدا لموئل گالیور (Lemuel Gulliver) و از زبان خود وی بیان میشود. نسخههای مختلف، تفاوتهای چندی با هم دارند، اما همهٔ نسخهها در مواردی مشترک هستند که بنیان نسخههای امروزیِ اثر هستند.
کتاب بهشیوهٔ کتابهای آن روزگار با شرح مختصری از زندگی شخصیت و معرفی او آغاز میشود و با شرح سفرهای او ادامه مییابد.
اکتبر 22
كتاب «آیین هندو »

در واقع ترجمه بخش هندوئیسم كتاب راهنمای جدید ادیان زنده[1] است كه زیر نظر جان آر. هینلز[2] استاد مطالعات تطبیقی ادیان در مدرسه مطالعات آفریقایی و شرقی دانشگاه لندن[3] تالیف شده است. این كتاب در سال 1997 به چاپ رسیده و بخش آیین هندوی آن را سیمن ویتمن[4]، استاد ارشد مدرسه مطالعات آفریقایی و شرقی دانشگاه لندن نگاشته است.
اکتبر 22
کتاب« آمریکا وجود ندارد»
داستانی دارم از مردی كه داستانها حكایت میكرد. بارها به او گفتم كه داستانهایش را باور نمیكنم. بهش گفتم: «شما دروغ میگویید،» گفتم: «شما حقهبازید، خیالاتی هستید، شما كلك میزنید.» هیچ فایدهای نداشت و او همچنان با خیال راحت داستانی تعریف میكرد. و تا كه من داد میزدم: «حقهباز، خیالاتی، متقلب،» نگاه عمیقی به من میانداخت، سری تكان میداد، لبخند تلخی میزد و خیلی آرام میگفت: «آمریكا وجود ندارد.»
اکتبر 20
کتاب « هانری چهارم»
اکتبر 20
کتاب «شیرویه نامدار»

این داستان تاریخی دربارۀ یکی از پادشاهان سرزمین روم به نام سلطان ملکشاه است. او دو فرزند به نام ‘ارچه’ و ‘شیرویه’ دارد. ارچه مفسد و نابکار، و شیرویه صالح و درستکار است. پدر با مشورت وزیر فرزانه، شیرویه را جانشین خود انتخاب میکند و ارچه با مکر و حیله او را در چاهی میاندازد و برای مدتی به سلطنت میرسد. سرانجام کاروانان ‘شیرویه’ را نجات میدهند و او حق خود را میستاند.
اکتبر 20
کتاب« شیداله تنبل و چند افسانه دیگر»
در زمانهای بسیار بسیار دور مردی به نام شیداله زندگی می کرد . او مرد تنبلی بود که به درد هیچ کاری نمیخورد . همسر و فرزندانش همیشه گرسنه بودند و هیچوقت جرأت نمیکردند به خریدن لباس های نو فکر کنند . روزی همسر شیداله او را سرزنش کرد که چرا نمیخواهد کار کند . شیداله به او پاسخ داد : به تو ربطی ندارد. ما در حال حاضر فقیر هستیم اما به زودی ثروتمند خواهیم شد . همسر و فرزندان شیداله صبر کردند , تااینکه سرانجام صبرشان تمام شد . روزی همسرش به او گفت « صبر هیچ فایده ای ندارد ما گرسنه ایم » شیداله تصمیم گرفت نزد فرد عاقلی برود و از او بپرسد چگونه میتواند از بدبختی رها شود . بنابرین آماده شد و به راه افتاد پس از سه روز و سه شب به گرگ لاغری برخورد . گرگ از او پرسید « مرد شجاع , کجا میروی ؟ » شیداله جواب داد به دیدار مرد خردمند می روم تا از او بپرسم چگونه میتوانم ثروتمند بشوم . گرگ با شنیدن این حرف گفت من میذارم تو بروی ولی باید از آن مرد برای من چیزی بپرسی …






