کتاب«آخرین ایستگاه»

اریش ماریا ریمارک نویسنده توانای المانی به سال 1898 به دنیا امد و پس از یک مدت که به معلمی و روزنامه نگاری پرداخت رمان معروف در جبهه غرب همه چیز ارام است را به رشته تحریر در اورد که طی هجده ماه دومیلیون و نیم از این کتاب به 25 زبان زنده جهان ترجمه شد و در اختیار علاقمندان قرار گرفت.
در سال 1932 به سویس سفر کرد و تا سال 1939 در ان جا اقامت ئزید. به سال 1947 به امریکا رفت و سرانجام به سویس بازگشت.

کتاب «گفتگو با تاریخ»

متن کامل مصاحبه با «نورالدین کیانوری» دبیراول حزب توده است. نیمه اول این کتاب، پیش از این با همین عنوان در سال ۱۳۷۶ توسط انتشارات نگره چاپ شده بود و با درگذشت کیانوری در سال ۱۳۷۸ دست‌اندرکاران مصاحبه موفق به اصلاح و رفع ابهام متن افزوده، نشدند. اینک مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی ضمن بازیابی نیمه دوم مصاحبه، آن را به همراه بخش پیشین در یک کتاب مستقل با همان عنوان منتشر کرده است. در ویرایش کتاب حاضر تغییر و اصلاح اندکی به شرح زیر به عمل آمده است : ۱٫ در بخش پیشین تنها به اصلاح اغلاط چاپی بسنده شده است؛ ۲٫ در بخش جدید توضیحات مختصری در پای بعضی صفحه‌ها افزوده شده است.
کیانوری در این کتاب گوشه هایی از خاطرات سالیان فعالیت خود را با آزادی باز گفته و از دیدگاه خود نقش برخی از شخصیتهای سیاسی تاریخ معاصر ایران را بررسی و برخی از دیدگاههای رایج در تاریخ نویسی ایران را نقد و تحلیل کرده است. کیانوری از دوران جوانی که با گروه ۵۳ نفر به زندان افتاد تا زمانی که عنوان دبیر اول حزب توده ایران را داشت از فعالان و رهبران برجسته حزب توده بوده است. کیانوری در سال ۱۳۲۲ به عضویت کمیته مرکزی انتخاب شد. در سال ۱۳۳۳ به شوروی گریخت و در سال ۱۳۵۷ به عنوان دبیر اول حزب توده ایران برگزیده شد و در زندگی سیاسی خود افت و خیزهای بسیاری را از سرگذرانده است.

کتاب« بانوان عمارت میسالونگی»


آخرین اثر کالین مک کالو نویسنده کتاب مرغ خار است.
وقایع داستان در اوایل 1900 میلادی در شهر کوچک بایرون و در دامنه کوهستان آبی استرالیا اتفاق می افتد.
کتابی که کمتر شناخته شده ولی واقعاً ارزش خواندن را دارد چون به اراده و جنبه های پر ارزش زنانه بسیار زیبا پرداخته است
آنچه کتاب‌های کالین مک کالو را برجسته و قابل تعمّق می‌سازد این است که نوشته‌هایش فقط جنبه‌ی سرگرمی ندارد، بلکه در لابه‌لای سطور آن هدفی والاتر نهفته است که آن را ارزشمند می‌سازد. در این کتاب نیز ستم و بیداد را با قلمی طنزآمیز برملا می‌سازد و خواننده را بر علیه آن بر می‌انگیزاند. نگرش مذهبی نویسنده به دنیا و اعتقاد او به رستاخیز نیز بر رونق نوشته‌هایش می‌افزاید و آن را از اکثر کتاب‌های مادی‌گرایانه‌ی امروزه‌ی غربی متمایز می‌سازد. این رمان کوچک، چون «مرغ خار» خواننده را تا پایان به دنبال خود می‌کشد و تجربه‌ای نشاط‌انگیز در اختیار او قرار می‌دهد.

کتاب« ایمی واتس و آینه ی اسرار آمیز»


داستان دختری به نام ایمی است که طی حوادثی، متوجه می‌شود موجوداتی ناشناخته از طریق آینه‌ی سحرآمیزی وارد شهر می‌شوند. او به‌همراه یکی از دوستانش، پیگیر اتفاقات شده و متوجه می‌شود آن آینه در انباری مدرسه‌اش پنهان شده است. در انتها، ایمی و جارد به دلیل کنجکاوی بچگانه‌ی خود، به آینه نزدیک شده و وارد ماجرای خطرناکی می‌شوند که جانشان را به خطر می‌اندازد… .

کتاب «دموکراسی و جامعه مدنی»


نوشته منوچهر صالحی
انسان ها برای ان که بتوانند با هم زندگی کنند، مجبورند روند مراوده ی خود را بر اساس یک رده هنجارها بنیان نهند

کتاب «بلندی های بادگیر»

اثر امیلی برونته
وقتی میفهمی عاشق شدی که می‌بینی دوست نداری بخوابی
چون واقعیت شیرین‌تر از رویاهایت شده‌ است!

کتاب« پر»

اثر شارلوت مری ماتیسن
زندگی قمار است، ماجراست، انسان یا می‌برد یا می‌بازد، زندگی مثل معرکه‌ایست که پایان ندارد وقتی صدای یک نفر کم کم ضعیف و خاموش شد، صدایی جوان‌تر و نیرومندتر رشته‌ بقیه‌ داستان را می‌گیرد و ادامه می‌دهد…!

کتاب «حکمت شادان»

اثر فردریش نیچه

اینان کشیشانند، شما باید از نزد آنان آرام بگذرید…زیرا …برخی از آنان بسی رنج دیده اند. از این روی میخواهند که دیگران را بیازارند. آنان دشمنانی شریرند. هیچ حقدی به پای کینه اي نمیرسد که آنان در فروتنی خود دارند. چون کسی به آنان دست یازد، خود در معرض آلودگی قرار میگیرد…
با کشیشان رنج برده و میبرم. زیرا آنان در نظرم زندانیانی هستند که داغ دورافتادگان بر پیشانی دارند. همان که نجات بخشش میخوانند، آنان را به بند کشیده و ارزشهای دروغین و سخنان پوچ، آنان را زندانی کرده…هیچ اژدهایی برای انسان، هولناکتر از هیولای ارزشها و سخنان واهی نیست…
به خانه هایی که این کشیشان بهر خود ساخته اند، بنگرید که نامش را کلیسا گذاشته اند. حال آنکه آنها مغازه هایی هستند عطرآگین. آیا جان میتواند در پرتو درخشش این انوار دروغین و درچنين فضایی آلوده به اوج خویش رسد؟

کتاب«اراده معطوف به قدرت »

اثر فردریش نیچه
آن کودک را در میان خوکهایی که میغرند، نگاه کن که چگونه بی سلاح و تک و تنها انگشتان پایش را جمع کرده است.
او می گرید و کاری جز گریستن نمی داند.
آیا روزی فرا می رسد که او روی پایش بایستد و راه برود؟
نترسید! من فکر می کنم شما به زودی آن کودک را، به محض اینکه روی پا بایستد، در حال رقص و حتی ایستاده روی سر خواهید دید.

کتاب« انسان مصلوب » (آنک انسان)

اثر فردریش نیچه
«راستگویی و تیزچنگی در کمانگیری»: این هردو در چشم ملّتی [ایرانیان]که نامِ من از ایشان است، گرامی بود و دشوار: نامی که مرا هم گرامی است و هم دشوار.
«پدر و مادر را پاس داشتن و به جان و دل پیروِ خواستِ آنان بودن»: ملّتی دیگر [یهود] این لوحِ چیرگی را بر فرازِ خویش بیاویخت و بدان قدرتمند و جاوید شد.
«سَرسپرُدن و در راهِ سرسپردگی خون و شرف را در راهِ هدف هایِ بد و خطرناک نیز به خطرافکندن» : ملّتی دیگر [آلمان] با چنین آموزشی به خویش بر خود چیره شد و با چنین چیرگی از امیدهایِ بزرگ بارور و گران‌بار گشت.
همانا که آدمیان نیک و بدِشان را همه خود به خویشتن داده اند. همانا که آن را نستانده اند، آن را نیافته اند و چون ندایی آسمانی بر ایشان فرود نیامده است.