
در این جهان هيچ چیز پایدار نیست.
حتی شادمانی انسان هم پس از لحظهای رنگ میبازد و به سستی میگراید و سرانجام غم و غصههای مبتذل روزمره آنرا میبلعد.
درست مثل موج کوچکی که بر اثر انداختن سنگریزهای به سطح آرام آب به وجود میآید و به تدریج محو و ناپدید میگردد.
آوریل 30
کتاب «مدیر مدرسه »
آوریل 29
کتاب «دختر پرتغالی »
آوریل 29
کتاب «نیچه رویاروی واگنر »
آوریل 29
کتاب «مردی در تبعید ابدی »
آوریل 29
کتاب «همسران خوب »:
آوریل 29
کتاب «بیشعوری »:

بیشعورها قابلیت شگفت انگیزی برای
دیدن تنها یک وجه از هر مساله ای را دارند.
همان وجهی که منافع آن ها را تامین می کند!
راهنمای عملی شناخت و درمانِ خطرناک ترین بیماری تاریخ بشریت این کتاب درباره بیشعوری در دوره معاصر است. بله، بیشعوری! و تاثیر عمیقی که بیشعورها با نفوذ در اجتماع، سیاست، علوم، تجارت، دین و امثال اینها در دنیای معاصر می گذارند. به نظر نویسنده، بیشعورها احمق نیستند، اتفاقا بیشتر آنها نابغه اند؛ اما نابغه هایی …
آوریل 14
کتاب«غرق در خواب »
این روزها مسئله ی حسرت گذشته ذهنم را سخت به خود مشغول کرده است، نکند من هم به این درد مبتلا شده باشم؟
بی تردید از یادآوری زلم زیمبوهای کودکی اشک به چشمم مینشیند، خودم را هم نمیخواهم گول بزنم و با چیزی احساساتی شوم که حتی در زمان خود هم حقیقت نداشت – مثلا عشق به مدرسه ی قدیمی ام و این حرفا. ولی اگر معنی حسرت گذشته یادآوری نیرومند عواطف باشد و تاسف بابت فقدان این گونه احساس ها در زندگی های امروزی ما در آن صورت گناه را به گردن می گیرم.
من حسرت ایام گذشته را دارم …
آوریل 14
کتاب «چرا باید کلاسیک هارا خواند؟»
۱- اثار کلاسیک، کتابهایی اند که پیوسته در موردشان می شنویم: «دارم می خوانمش…» و هرگز «دارم می خوانمش…
۲- آثار کلاسیک، آثاری است که برای خوانندگان و دوستدارانش، ثروتی می سازند؛ اما این دارایی برای آن کس که شعف اول بار خواندن آن ها را برای زمانی نگه می دارد تا بهترین شرایط برای لذت بردن از آن ها فراهم باشد، کم ارزش تر نیست.
۳- آثار کلاسیک کتاب هایی هستند که تاثیر خاصی برجای می گذارند و همچنان که به عنوان امر فراموش نشدنی برجای می مانند، در هزار توی یاد، در ناخوآگاه جمعی یا فردی پنهان می شوند.
۴- هر بازخوانی اثر کلاسیک، کشفی است، همانند خواندن نخستین بار.
آوریل 14
کتاب «18 قانون طلایی موفقیت»
چرا باید با این قوانین آشنا شویم؟برای رسیدن به موفقیت در زندگی تنها تلاش کافی نیست. بلکه شما باید با قوانینی آشنا شوید که با بهکارگیری آنها سریعتر و راحتتر به اهدافتان دست مییابید.شما یک نفر را در نظر بگیرید که قصد رانندگی از شهری به شهر دیگر را دارد .اگر این شخص با قوانین راهنمایی و رانندگی آشنا نباشد چه میشود. او هرگز نمیتواند بدون آسیب زدن به خودش و دیگران این مسیر را طی نماید.و امکان رسیدنش به مقصد بسیار کم بوده و خطرات فراوانی او و دیگران را در این مسیر تهدید خواهد کرد.میزان راحتی و سرعت این راننده دررسیدن به مقصدش به میزان آشنایی او با قوانین راهنمایی و رانندگی بستگی دارد.هر چه با قوانین آشناتر باشد سفر لذتبخشتر و امنتری خواهد داشت.زندگی هم مثل رانندگی است .هر چه شما با قوانین زندگی بیشتر آشنا باشید،زندگی بهتر و راحتتری خواهید داشت.دانستن این قوانین کار شمارا بسیار راحت میکند. تمام موفقیتها با توجه به این قوانین صورت میپذیرد. با آگاهی از این قوانین بسیار قدرتمند شده و با به کار بردن آنها در زندگیمان بهراحتی به همه اهدافمان دست پیدا خواهیم کرد.
آوریل 07
كتاب «طبل حلبي»
وقتي اسكار كوچولو به دنيا مي آيد ، پدرش مي گويد بعدها بايد در مغازه پدرش فروشندگي كند و مادرش مي گويد در سه سالگي براي او طبلي حلبي خواهد خريد . اسكار كه بسيار باهوش است از همان بچگي تصميم مي گيرد كه نه فروشنده شود ، نه سياستمدار و نه هيچ چيز ديگر . او مي خواهد سريع سه ساله شود ، طبل حلبي خود را هديه بگيرد و بعد از آن رشد خود را متوقف كند . بنابراين اسكار يك پسربچه سه ساله 94 سانتي باقي مي ماند و همواره طبل مي زند .
داستان از زبان اسكار 123 سانتي در سن سي سالگي و بر روي تخت آسايشگاه رواني روايت مي شود . اسكار كه رشد ناهنجاري دارد ، در خلال جنگ آلمان ، رفتار عجيب و غريب مردم ، خانواده و سرنوشت خودش را به تصوير مي كشد . از تمايلاتش ، سرخوردگي هايش و طرز رفتار مردم با خود به كمك طبلش سخن مي گويد . از ديگر استعدادهاي اسكار در بچگي ، صداي الماسي اوست كه قادر به شكستن شيشه هاست!








