
: بوکوفسکی در سن پدروی کالیفرنیا در سن ۷۳ سالگی، اندکی بعد از تمام کردن آخرین رمانش تفاله، از بیماری سرطان خون درگذشت. مراسم تدفین او بوسیلهٔ راهبان بودایی انجام شد.
بر روی سنگ قبر او این عبارت خوانده میشود: «Don’t Try» (تلاش نکنید) به قول «لیندا لی بوکوفسکی» منظور از سنگ نوشته قبر شوهرش چیزی شبیه به این گفتهاست: «اگه شما تمام وقتتان را برای تلاش کردن صرف کنید، آنگاه همه آن چیزی که انجام دادید تلاش کردن بوده. پس تلاش نکنید. فقط انجامش بدید.»
فوریه 06
کتاب «اعترافات یک مردی که آنقدر ابله بود که تمام عمر با یک هیولا زندگی میکرد»
فوریه 05
کتاب« زندگی در یک نجیب خانه در تگزاس »
چارلز بوکوفسکی، چنان که در مقدمهٔ داستان دیگری از او [شمارهٔ ۱۰ کتاب جمعه] آوردیم، نویسندهٔ اعماق آمریکاست و هر نوشتهٔ او «گزارشی نمونهوار است از جامعهٔ افسارگسیخته و بیبندوبار آمریکا، گرفتار بهانواع علتهای روحی و جسمی، تب صنعت، سایهٔ سنگین پلیس و تبلیغات و سکس و الکلیسم»… – داستان حاضر نمونهٔ دیگری است از فسادی که در اعماق این جامعهٔ بیمار میگذرد.
فوریه 05
کتاب «ژرفنا : جاده ای به سوی اسکله ویگان»
ژرفنا: جاده ای به اسکله ی ویگان اثر جورج اورول کتابی که در سال 1937 منتشر شد و جنبه اجتماعی آن بسیار پررنگ است.
اورول در این کتاب با انتقاد از وضعیت زندگی کارگران، راهکارهایی ارایه میدهد تا افراد شاغل بتوانند در زندگی به رضایت شغلی بیشتری دست یابند و در واقع با این موضوع از حکومتهای کمونیستی انتقاد میکند…
فوریه 05
کتاب« جنوبی از شمال»

وقتی خدا عشق را آفرید ، به خیلیها کمکی نکرد //وقتی خدا سگها را آفرید ، به سگها کمکی نکرد //وقتی خدا سیارهها را آفرید ، کارش خیلی معمولی بود //وقتی خدا تنفر را آفرید ، به ما یک چیز بدرد بخور و استاندارد داد ///وقتی زرافه را آفرید ، مست کرده بود ///وقتی خدا من را آفرید ، خُب من را درست کرده بود/// وقتی میمون را آفرید ، خوابش برده بود ///وقتی موادمخدر را آفرید ، نشئه بود ///و وقتی خودکشی را آفرید ، دلش بدجوری گرفته بود ///وقتی تو را آفرید که توی تختت دراز کشیدی ///میدانست چی کار میکند///مست بود و نشئه ///و کوهها و دریا و آتش را همزمان درست کرد ///بعضی از کارهایش اشتباه بود/// اما وقتی تو را آفرید که توی تختت دراز کشیده بودی ///به تمام جهان ملکوتیاش رسیده بود
ژانویه 30
کتاب« عشق سگی ست از جهنم»
بوکوفسکی در سال ۱۹۲۰ در شهر آندرناخ آلمان در خانواده «هِنری کارل بوکوفسکی» بهدنیا آمد. از سن ٢٠ سالگى شروع به نوشتن كرد، نوشتههای بوکوفسکی به شدت تحت تأثیر فضای لس آنجلس، شهری که در آن زندگی میکرد قرار گرفت. او اغلب به عنوان نویسندهٔ تأثیرگذارِ معاصر نام برده میشود و سبک او بارها مورد تقلید قرار گرفتهاست. بوکوفسکی، هزاران شعر، صدها داستان کوتاه، و ۶ رمان، و بیش از پنجاه کتاب نوشته و به چاپ رساندهاست.
ژانویه 30
کتاب«مردان بی زن»

ارنست همینگوی Ernest Hemingway نویسنده رئالیست و بزرگترین رمان نویس آمریکایی در ۲۱ جولای ۱۸۹۹ در «اوک پارک » (حومه شیکاگو ) از توابع ایالات « ایلی نویز » به دنیا آمد و در دوم جولای ۱۹۶۱ در «Ketchum » واقع در ایالت « آیداهو » هنگامی که تفنگ شکاری خود را پاک می کرد اشتباهاً هدف گلوله خود قرار گرفت و با مرگ او درخشان ترین چهره ی ادبیات قرن بیستم آمریکا ناپدید گردید.(البته در بعضی مقالات علت را خودکشی و در دوم ژوئیه سال ۱۹۶۱ میلادی با تفنگ مورد علاقه اش ذکر کرده اند)
زن داری ؟
– نه، امیدوارم بگیرم
عصبانی گفت: خیلی خری. مرد که نباید زن بگیرد.
– چرا؟ سینیور ماجیوره
با عصبانیت گفت: مرد نباید زن بگیرد. نباید ازدواج کند، اگر قرار باشد همه چیز را از دست بدهد نباید دستی دستی خودش را توی مخمصه بیندازد. مرد که نباید خودش را توی هچل بیندازد و دنبال ِ چیزهایی باشد که آن ها را بعدا از دست می دهد .
– حالا چه الزامی دارد که از دست بدهد ؟
سرگرد گفت: به هر حال از دست می دهد. از دست می دهد پسر با من بحث نکن .
شنل خود را پوشید و کلاهش را بر سر گذاشت. یک راست آمد به سراغ من و دست گذاشت روی شانه ام و گفت: شرمنده ام نباید گستاخی می کردم. زنم تازه مُرده. مرا ببخش
ژانویه 30
کتاب« راز کوه نور »
ژانویه 30
کتاب«سوختن در آب، غرق شدن در آتش »
ژانویه 30
کتاب« تاریخ مشروطه ایران جلد دوم» در دوبخش
ماه محرم بود و سربازهای روسی در تبریز چوبه دار برپا کرده بودند و مشغول دار زدن آزادیخواهان بودند ولی یک مشت آدم لات و لوت و چاقوکش و پامنبری عین خیالشون هم نبود. برای کشتار آزادیخواهان که جلو چشمشون کشته میشدن جشن میگرفتن و برای امام حسینی که هزارسال قبل مرده بود عزا و علم و طبل راه انداخته بودن و سینه میزدن که داد از ظلم یزید……!








