در شهر Linz کالسکه ها ایستاده اند … عجب زنهایی دارد این مملکت که در هیچ جای دنیا دیده نشده است، دیگر در حسن و قشنگی و مقبولی از مملکت نمسه (اتریش) بالاتر در جایی نیست…..آدم این زنها را که مى دید بی اختیار دیوانه می شد خلاصه بر پدرشان لعنت که همه را دیوانه کردند. …..آنقدر زن خوشکل سر راهها دیده شد که به حساب نمی آید، معرکه غریبی بود، اینقدر زن خوشگل نمی دانم از کجا آمده است؟…لااله الا الله.
ژانویه 30
کتاب« آذری یا زبان باستانی آذربایجان »
ژانویه 24
کتاب« برج »
جوکلین مدیر کلیسا مدیر برنامه ساخت یک برج در کلیسای بزرگ است که هزینه اون توسط عمش خانم الیسون که یکی از میسترس های سابق دربار شاه بوده تامین میشه. برنامه علیرغم مخالفت بسیاری از جمله معمار بنای منار روجر ماسون ادامه داره. کلیسا منابع کافی برای بنای برج نداره اما جکلین که ظاهرا روانپریشه فکر میکنه که از جانب خدا داره بهش وحی میرسه و انتخاب شده که این برج رو بسازه تا مردم رو به خدا نزدیک کنه…
ژانویه 23
کتاب « کلبه نحس »
ژانویه 23
کتاب «حقایق ناگفته ی تغذیه»
وقتی به نابسامانی های تغذیه در ایران و جهان دقت کردم و دیدم که اوضاع چقدر بد است شروع به خواندن کتابهای معتبر در این زمینه نمودم و در آخر حیفم آمد از اطلاعات نابی که به دست آوردم دیگران را مطلع نکنم. در این کتاب متوجه می شوید که سرطان چیزی نیست جز داد و فغان بدن از انباشت سمومی که به خارج بدن منتقل نشده. و خیلی اطلاعات مفید دیگر که شما را به شگفت وا خواهند داشت.
ژانویه 23
کتاب «تکنیک های موفقیت»
اگر این مثال را شنیده باشید خواهید گفت یک سنت را ولی اگر نشنیده باشید در نگاه اول کیست که یک سنتِ دو برابر شونده را به ۳ میلیون دلار نقد ترجیح دهد؟ حال به فرض من ۳ میلیون دلار را انتخاب میکنم و شما یک سنتی را که هر روز دو برابر میشود. در پایان روز پنجم شما ۱۶ سنت و من همان ۳ میلیون دلار را دارم. در روز دهم من دارم ۳ میلیون دلارم را خرج میکنم و شما فقط ۱۲/۵ دلار دارید در بیستمین روز این رقم برای شما به ۵۲۴۳ دلار میرسد. این در حالی است که من هنوز در حال لذت بردن از ۳ میلیون دلار نقدی که دارم هستم. اما قضیه به اینجا ختم نمیشود رشد و ترقی کوچک روزانه اثر مرکبی ایجاد میکند که باعث میشود در روز سیام یک سنت شما بر اثر دو برابر شدن مداوم به مبلغی حدود ۵ میلیون و ۳۰۰هزار دلار تبدیل شود و در روز سیام از من جلو بیفتید و در روز سی و یکم شما بابت آن یک سنت، ۱۰ میلیون و ۷۳۷ هزار و ۴۱۸ دلار و ۲۴ سنت خواهید داشت! فکر نکنید که داریم با ارقام بازی میکنیم، این قانون در مورد تمامی موارد پیدا و پنهان زندگی من و شما در حال عمل کردن است.
ژانویه 23
کتاب «مردی با چهره ی زرد »
من می خواهم به شما بگویم این چطور اتفاق افتاد. اما آسان نیست. حالا از همه ی اینها مدتها می گذرد و حتی با آنکه اغلب درباهره اش فکر میکنم، هنوز چیزهایی وجود دارند که نمی فهمم. شاید هرگز نفهمم. چرا اصلا توی ماشین رفتم؟ آنچه در باره اش حرف می زنم یکی از آن اتاقکهای عکس فوری است. روی سکوی شماره یک ایستگاه یورک بود. چهار عکس با 2.05 پوند. اگر بخواهید بروید و آنرا ببینید احتمالا باید هنوز آنجا باشد. من هرگز به آن جا برنگشتم بنابراین نمی توانم مطمئن باشم. …….
ژانویه 23
کتاب «دوربین قاتل »
ژانویه 23
کتاب « اتوبوس شب رو »
نیک هنکاک و برادرش، جرمی، می دانستند توی دردسر افتاده اند، اما نمی توانستند درباره اینکه مقصر کیست به توافق برسند. جرمی، البته نیک را سرزنش می کرد . و هر دو آنان می دانستند وقتی به خانه برسند- اگر اصلا به خانه برسند- پدرشان هر دوشان را سرزنش می کند، اما تقصیر هر کس، واقعیت این بود که آنان وسط لندن گیر کرده بودند. پنج دقیقه به نیمه شب مانده بود و آنان می بایست بیست و پنج دقیقه قبل خانه باشند. …
ژانویه 23










