کتاب « بار هستی»

در جامعه ی دیکتاتوری، مدام بینِ انتخابِ درست و غلط، تردید است.
از یک سو، با عملی که می‌دانند درست است، جانِ خود را به خطر می‌اندازند و از سوی دیگر، با سکوت در برابرِ استبداد، آرمانهایشان را می‌بازند.
بهتر است فریاد برآوریم و مرگِ خود را جلو بیندازیم تا سکوت کنیم و جان دادنِ تدریجیِ خود را طولانی سازیم؟

کتاب«مجمع الجزایر گولاگ(ممنوعه)»

مجموعه تحقیقاتی هنری- تاریخی (درباره رژِیم سرکوب کننده شوروی در سالهای 1918 تا 1956 )
آلکساندر سولژنیتسین نویسنده مشهور اهل روسیه و برنده جایزه ادبیات نوبل در سال ۱۹۷۰ میلادی است. وی بخاطر افشای جنایات جوزف استالین در رمان‌هایش، بیست سال را در تبعید گذراند.
آخر امسال نود ساله می شد. چهره و پیام اخلاقی اش یادآور ترکیبی بود از پیامبران عهد عتیق و نویسندگان بزرگ روس. با این که بیست سال در غرب زندگی کرد، بیش از آن که مبلغ زندگی معاصر غرب شود، منتقد آن شد.
برای شناخت او باید سنت ادبی روسی را در نظر گرفت که “ادبیات نباید در جستجوی زیباشناسی ناب، از محدودۀ جهان خاکی خارج شود. او چون تولستوی، داستایفسکی و تورگنیف بر این باور بود که نویسنده باید با مسائل اجتماعی مهم رویارو شود ولو این که این رویارویی او را در تضاد با نظریات متداول و ایدئولوژی های حاکم قرار دهد.”
در سنت نویسندگان روسی هنر با آفرینش خیال، معادل نیست. از دید آنها میان صنعتگری ادبی و ابداع پیوندی الزامی وجود ندارد. بلکه هنر نویسنده در مهارت او در انتخاب، شکل دادن، و ارائه اطلاعات حقیقی در ساختاری منسجم و نیز در توانایی او برای درک الگوها و قیاس هاست. از همین رو سولژنیتسین نوشت که او آمده تا حقیقت را بازسازی کند.
الکساندر سولژنیتسین، که یکشنبه ۳ اوت در مسکو درگذشت.

کتاب« توپ مرواری »


چنان آنها را ترغیب به گذشته و فقر و مرده پرستی و گریه و وافور و
توسری می‌کنیم که دست روی دستشان بگذارند
و بگویند باید دستی از غیب برون آید
و کاری بکند…!

کتاب« هشت کتاب »:


صدا کن مرا
صدای تو خوب است
صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی‌ست
که در انتهای صمیمیت حزن می‌روید…

کتاب «مدیر مدرسه »


در این جهان هيچ چیز پایدار نیست.
حتی شادمانی انسان هم پس از لحظه‌ای رنگ می‌بازد و به سستی می‌گراید و سرانجام غم و غصه‌های مبتذل روزمره آنرا می‌بلعد.
درست مثل موج کوچکی که بر اثر انداختن سنگریزه‌ای به سطح آرام آب به وجود می‌آید و به تدریج محو و ناپدید می‌گردد.

کتاب «دختر پرتغالی »

یک بارِ دیگر از تو می پرسم:
اگر حق انتخاب داشتی چه تصمیمی میگرفتی؟ آیا زندگی کوتاه در کره زمین را انتخاب میکردی، تا بعد از مدت کوتاهی همه چیز را بگذاری و بروی، و تا ابد اجازه بازگشتن به آن را نداشته باشی؟
یا با تشکر، آن را رد میکردی؟

کتاب «نیچه رویاروی واگنر »


نیچه به بیان فلسفی دیدگاههای خود و اسلاف آن با واگنر می پردازد و مسئله رنج و رنج کشیدگان را باز می نماید: نخست آنانی که از غنای زندگی و تمایل به هنر دیونیوسوسی و بینش تراژیک و دیدگاه نسبت به زندگی رنج می برند و بعد آنانی که از فقر زندگی و نیاز به هنر و فلسفه ، نیاز به آرامش و سکوت رنج می برند.

کتاب «همسران خوب »:

اين نهايت ناشكری است كه آدم بخواهد همه نعمت هايی را كه در اختيارش است فقط به خاطر اين كه آن چيزی را كه ميخواسته به دست نياورده است ناديده بگيرد…

کتاب «بیشعوری »:


بیشعورها قابلیت شگفت انگیزی برای
دیدن تنها یک وجه از هر مساله ای را دارند.
همان وجهی که منافع آن ها را تامین می کند!
راهنمای عملی شناخت و درمانِ خطرناک ترین بیماری تاریخ بشریت این کتاب درباره بیشعوری در دوره معاصر است. بله، بیشعوری! و تاثیر عمیقی که بیشعورها با نفوذ در اجتماع، سیاست، علوم، تجارت، دین و امثال اینها در دنیای معاصر می گذارند. به نظر نویسنده، بیشعورها احمق نیستند، اتفاقا بیشتر آنها نابغه اند؛ اما نابغه هایی …

کتاب«غرق در خواب »

این روزها مسئله ی حسرت گذشته ذهنم را سخت به خود مشغول کرده است، نکند من هم به این درد مبتلا شده باشم؟
بی تردید از یادآوری زلم زیمبوهای کودکی اشک به چشمم می‌نشیند، خودم را هم نمیخواهم گول بزنم و با چیزی احساساتی شوم که حتی در زمان خود هم حقیقت نداشت – مثلا عشق به مدرسه ی قدیمی ام و این حرفا. ولی اگر معنی حسرت گذشته یادآوری نیرومند عواطف باشد و تاسف بابت فقدان این گونه احساس ها در زندگی های امروزی ما در آن صورت گناه را به گردن می گیرم.
من حسرت ایام گذشته را دارم …