اندیشه وجود یک خود دیگر نظیر آنچه که در بالا شرح آن رفت عجیب و غیر معقول به نظر میرسد، اما آنگونه که از قرائن بر میآید انگار مجبوریم آن را بپذیریم. زیرا مشاهدات نجومی از این اندیشه غیر مادی پشتیبانی میکنند
جولای 06
كتاب « جهان های موازی»
جولای 06
کتاب «رویارویی علم و تکنولوژی با فرهنگها»
فیلسوف و دانشمند بزرگ، ژان لادریر این کتاب را بر اساس تقاضای یونسکو در پی سمپوزیوم «علم، اخلاق، زیباییشناسی» که در سال ۱۹۷۴ از سوی بخش فلسفی یونسکو در پاریس برگزار شد، نگاشت و توجه فیلسوفان و دانشمندان سرتاسر جهان را به آن جلب کرد.
چگونه علم، فناوری و فرهنگها بهطور متقابل بر یکدیگر تأثیر میگذارند؟ آیا فرهنگهای سنتی میتوانند در برخورد با علم فناوری به حیات خود ادامه دهند؟ پرسشهایی است که این کتاب به آنها پاسخ میدهد.
امروزه، پیشرفتهای علمی، تحول عمیقی را نه تنها در محتوای فرهنگ (بهواسطه ارائه عناصر نوین معرفت و کاربستهای جدید) بلکه در شالودههای آن نیز ایجاد کرده است. هر روز بیشتر به این نکته پی میبریم که پویایی بالفعل علم – بهنحوی که بهطور مستقیم پیدا و آشکار نیست- ادراک سنتی غرب از خرد، صدق، رابطه استدلال نظری و استدلال عملی، هدف انسان و ماهیت واقعیت تاریخی را کاملا دگرگون کرده است. علم و فناوریِ مربوط به آن بهطور قطع بر تمام اجزای متشکله فرهنگ، در مفهوم وسیعش تأثیری تدریجی و تعیینکننده داشته است. علم و فناوری قوانین پیشرفت خاص خود را دارند، اما واقعیت تاریخی که در آنها بازتاب دارد، بسیار آشکارتر از واقعیت تاریخیای است که زیربنای فرهنگها را تشکیل میدهد. فرهنگها از گذشته تا کنون، همچنان متعدد و متنوع و در پیوند اساسی با سنتهایی بودهاند که به آنها نمود واقعیتی معین بخشیده است. هر فرهنگی، بیان وضعیت تاریخی خاص و دیدگاه متمایز تحویلناپذیری در خصوص جهان، زندگی، مرگ، معنای انسان و تکالیف، اختیارات، محدودیتها، بایدها و امیدهای او است. به بیان دیگر، فرهنگ بین انسان و جهانبینی خاص او، پیوند برقرار میکند.
باید توجه داشت که از برخی جهات، علم به منزله نظام خاص بازنمایی و فناوری به منزله نظام خاص کنش، تنها اجزای فرعی فرهنگ به حساب میآیند، اما از جهتی دیگر، آن دو نظامهایی مجزا و بهطور عمده مستقل از فرهنگ هستند که در کنش متقابل با فرهنگ و در همان حال، در تعارض با آنند.
در چنین زمینهای است که مولف در این کتاب میکوشد تأثیر متقابل بین علم و فناوری مبتنی بر آن از یکسو و فرهنگها از سوی دیگر را بررسی کند. مؤلف در این اثر در بررسی فرهنگها بر بعد اخلاقی (که بخشی از جزء هنجاری فرهنگ را تشکیل میدهد) و بعد زیباییشناختی (که بخشی از جزء بیانی فرهنگ را تشکیل میدهد) تمرکز کرده است. در حقیقت این دو بعد از آن حیث که به عمیقترین لایههای نظام فرهنگی تعلق دارند، دارای اهمیت ویژهای هستند.
مولف در این اثر تنها به تجزیه و تحلیل توصیفی صرف بسنده نکرده بلکه تا حدی به جنبة پیشبینیکننده و سنجشی آن نیز پرداخته است.
ژان لادریر در بخش نخست کتاب با عنوان «علم و تکنولوژی» در صدد پاسخگویی به این پرسش است که چرا علم و فناوری تاثیری قطعی بر سرنوشت فرهنگها میگذارند و یا چه تحولات اساسی در ابعاد زندگی فرهنگی پدید میآورند؟ بدین منظور و برای درک آن و ارزیابی صحیح از ماهیت تغییراتی که در فرهنگ در اثر علم و فناوری حاصل میشود، مولف به بررسی ویژگیهای خاص هر یک از آن دو پرداخته است.
در بخش دوم کتاب با عنوان «تأثیر علم و تکنولوژی بر فرهنگها» مولف بر این باور است که تأثیر علم و تکنولوژی بر فرهنگها دو جنبه دارد: از یکسو نوعی نایگانگی ساختاری و از سوی دیگر، امکانات جدیدی را برای فرهنگها فراهم میآورد. مولف برای آشکار کردن این دو پدیده، ابتدا به بررسی مکانیزمهای مربوط به کنش متقابل میان «علم و تکنولوژی» از یکسو و «فرهنگها» از سوی دیگر پرداخته است. بر این اساس، امکان بررسی مفصلتری را بهویژه درخصوص ارزشهای اخلاقی و زیباشناسی، به خود داده است.
در بخش سوم، با عنوان «ارزیابی آزمایشی» مولف با نگاهی انتقادی مجددا پدیدههای علم و فناوری را بازنگری کرده است. او ابتدا براساس ارزیابی جنبههای مثبت و منفی پیشرفت علم و فناوری و تأکید بر محدودیتهای ذاتی آن دو، به تنظیم نوعی ترازنامه مبادرت کرده و سپس، با نگاهی به آینده در باب اینکه «اگر قرار باشد علم و فناوری به یکپارچگی مناسبی با فرهنگها دست یابند، چه لوازم خواهند داشت؟» به طرح تعدادی از دیدگاهها پرداخته است.
#رویارویی_علم_و_تکنولوژی_با_فرهنگ_ها
#نویسنده_ژان_لادریر
#مترجم_پروانه_سپرده
جولای 06
کتاب سرگذشت ندیمه
در سرگذشت ندیمه ندیمهها زنان باروری هستند که وظیفهشان در تولید بچه برای همسران خلاصه شده. نقش ندیمهها بر اساس داستان زنان یعقوب در سفر پیدایش است که چون خود نمیتوانستند برای او فرزندی بیاورند، کلفتهایشان را واداشتند تا با شوهرشان نزدیکی کند و از هنگام زایمان بچهٔ آنها را تصاحب کردند و فرزند خود خواندند. افرد ندیمهایست که اجازه دارد روزی یک بار از خانۀ فرمانده و همسرش خارج شود و برای خرید به بازار برود، بازاری که در آن تصاویر جای کلمات را گرفتهاند، زیرا زنان دیگر حق خواندن ندارند. ندیمه ماهی یک بار به بستر میرود و دعا میکند که از فرمانده آبستن شود، زیرا حال که زاد و ولد کاهش یافته، ارزش ندیمهها تنها به بارآوریِ رحم آنهاست…
جولای 01
كتاب آشنایی با كشورهای دنیا-ژاپن

تعداد مسافران، هر روزه افزایش می یابد و این امر در بررسی و بازدید از نمایشگاه های کتاب و یا با مراجعه به اطلاعات کتاب های منتشر شده معلوم می شود. سالانه، هزاران نفر فارسی زبان از ایران و دیگر کشورها به نقاط مختلف دنیا سفر می کنند و کمتر کتابی برای راهنمایی ایشان منتشر شده است، که اطلاعات کشورهای مقصد را در اختیار ایشان قرار دهد. شاید بهترین مرجع در این باره، کتاب های سبز وزارت امور خارجه باشد؛ ولی کتاب های فوق کاملاً تخصصی بوده و فاقد اطلاعات و جاذبه های عمومی می باشند.
با توجه به این نیاز و خلاهای موجود، مدتی است تلاش شده است، اطلاعات مناسبی برای این امر از منابع مختلف تهیه گردد تا کمکی برای علاقه مندان و راهنمایی برای مسافران باشد. بدیهی است، جمع آوری و تنظیم این اطلاعات، کاری گروهی است. سفارتخانه ها و نمایندگی های برخی کشور های مربوط نیز برای تهیه منابع و تنظیم اطلاعات کمک هایی کرده اند.
جولای 01
سفینة البحار و مدینة الحکم و الآثار (جلد ششم)

سفینة البحار و مدینة الحکم و الآثار مهمترین و معروفترین اثر پیرامون بحارالانوار است، که توسط شیخ عباس قمی گردآوری شدهاست.
این کتاب فهرست موضوعی بحارالانوار علامه مجلسی است که در مدت ۲۰ سال به پایان رسیدهاست. شیخ عباس خود مینویسد این کتاب بهترین اثر بجا مانده از وی است. او آن را در دو جلد تنظیم نموده و در جهت آسان نمودن مراجعه به بحارالانوار که بیش از صد جلد میباشد نوشته شده است.
شیخ عباس قمی در سال
«۱۲۹۴ ه.ق» برابر با « ۱۲۵۴ ه.ش » در قم متولد شد.
شیخ عباس تحصیلات دوران کودکی و نوجوانی را در قم گذراند. و پس از گذراندن مقدمات به نجف مسافرت کرد.
در نجف به مدت شش سال در درس اساتیدی از جمله صاحب عروه شرکت نمود؛ ولی اصلیترین استاد وی در علم حدیث علامه نوری است که تأثیر بسیاری بر شیخ عباس میگذارد.
محدث قمی پس از درگذشت محدث نوری در سال ۱۳۲۲ هجری قمری نجف را ترک کرد و به ایران بازگشت.
شیخ عباس قمی در روز جمعه اول ربیع الثانی۱۳۳۱هجری قمری به قصد اقامت وارد شهر مشهد شد. علت اقامت وی در مشهد به تقاضای حاج آقا حسین قمی بود و تا سال ۱۳۲۹ هجری قمری در آن جا سکونت داشت.
شیخ عباس قمی پس از واقعه گوهرشاد برای همیشه به نجف هجرت نمود و در آنجا در شب سه شنبه ۲۲ذی الحجه سال ۱۳۵۹ هجری قمری مصادف با اول بهمن ماه ۱۳۱۹ هجری شمسی و در سن ۶۵ سالگی درنجف فوت کرد.
عباس قمی آثار بسیاری از خود به جای گذاشت که مهمترین آنها کتاب سفینه البحار است که 20 سال برای آن زمان گذاشت.
شیخ عباس قمی در مقدمه این کتاب « سفینه البحار…» پس از آنکه از اهمیت و جایگاه احادیث سخن میراند و از وجوب بسط و صیانت از آن سخن میگوید، خود را از عاشقان احادیث معصومین از عنفوان جوانی میشمرد و از وجه همت قرار دادن همه کتب حدیثی برای خود یاد مینماید و سپس میگوید: ( پس از مطالعه تمام کتب حدیثی، به این نتیجه رسیدم که کتاب بحارالانوار کتابی است جامع المقاصد و دارای فواید و حسن اسلوب و مشتمل بر انواع علوم و حکم و اسرار به همین خاطر فهرست کردم آن را بنا بر حروف معجم )
این اثر گزیدهای بسیار دقیق و حساب شده از سراسر یک دائره المعارف بزرگ به نام بحار است که مایه صرفهجویی فراوان در وقت و مانع اتلاف عمر است.
ژوئن 19
کتاب تحولات فرهنگی و سیاسی ایران معاصر
یکی از نوشته های علی اصغر حقدار می باشد . تاریخ معاصر ایران بر اساس برخورد با تمدن و فرهنگ مدرنیته ساخته شده است؛ نخستین برخوردها در یکصد سال پیش از استقرار مشروطیت و با جنگ های ایران و روسیه و تلاقی دیپلماتیک با بریتانیا به وجود آمد و تکانه های بعدی را رویدادهای مشروطیت پدیدار ساختند. یکصد سال گذشته- از بنیان اولین پارلمان و تدوین نخستین قانون اساسی- تاکنون مفاهیم، نهادها، رفتار، ایده ها و کنشهای آمیخته با اصول و لایه های مدرنیته در زمینه های اجتماعی- سیاسی و اقتصادی – فرهنگی کشورمان جریان داشته و با این حال نتوانسته اند به فرهنگی برآمده از واقعیات جامعه و نیازهای ایرانیان ارتقا یابند.
داستان سیر اودیسه وار مدرنیته در ایران، هم چنان در راه و ایده ها و کنشهای آن، پروژه ای ناتمام بشمار می روند؛ آسیب شناسی این ناتمامی در سنجش عقلانی سنت و برخورد عملی با مدرنیته را می طلبد؛ زمینه ای که در بیشتر کارکردهای فرهنگی و سیاس – اجتماعی نادیده گرفته شده اند و دور نیست که اصرار بر این نادیدگی، فرهنگ ایران را از گردونه جهانی الگوهای زندگی و مفاهیم اندیشگی مدرنیته خارج سازد.امیدواریم که از دانلود کتاب تحولات فرهنگی و سیاسی ایران معاصر لذت ببرید .
ژوئن 17
کتاب: من بادم و تو آتش ( درباره زندگی و آثار مولانا)
خداوندِ مولانا رحمت کناد روح بلند شیرزنی را که سال های عمرش را بر سر تحصیل و تدریس عرفان اسلامی- ایرانی نهاد. آنِماری شیمل، زمانی که نوزده سال داشت توانست اولین مدرک دکترایش را بگیرد و زمانی که از دنیا رفت به عبارتی هفده مدرک دکترا داشت و آثارش را به پنج زبان دنیا نوشته بود.
کتاب های بسیارِ وی که حاصل مطالعات خستگی ناپذیر و سفرهای دور و درازش به نقاط مختلف جهان اسلام و کشور ایران و قلمرو زبان فارسی هستند، نشان از علاقه ژرفِ وی به فرهنگ عرفانیِ ایرانی-اسلامی دارند و ایمان خلل ناپذیرِ وی به ارزش و اهمیت کارش. وی هیچ گاه ازدواج نکرد و بچه دار نشد تا همه عمرش راصرف پدید آوردن آثاری کند که برای فرهنگ ما جاودان خواهند ماند. کتاب ها و مقالاتی که راهگشایِ مطالعه فرهنگ اصیل و ریشه دار عرفانی ما هستند. از کوشش های وی در تحصیل علوم عرفانی بسیار گفته اند از جمله این که در شانزده سالگی علاوه بر درس های مدرسه اش مجبور بوده برای شرکت در کلاس های مربوط به علایقش هر هفته سه کتاب را خوانده و به استاد گزارش دهد.
ژوئن 17
کتاب «آواره و سایه اش»

برای اولین بار به عنوان پیوست و مکمل کتاب «انسانی، زیاده انسانی» منتشر شد اما بعدها به صورت مستقل انتشار یافت. در کتاب «آواره و سایه اش»، نیچه به شکلی هنرمندانه به بیان نظر و عقیده ی خود درباره ی موضوعات گوناگون می پردازد. این کتاب مجموعه ای از گزین گویه های منحصر بفرد و خلاقانه ی یک سایه با آواره است که بصورت پاراگراف های کوچک و شماره گذاری شده، در اختیار مخاطب قرار داده شده است. در این اثر شاهد کشمکش هایی نافرجام، کژ فهمی ها و تلاش برای اثبات نفهمی ها در گفتگوی آواره و سایه هستیم. در پایان مطالعه، برای خواننده این سوال پیش می آید که آیا ما آنگونه که می انگاریم، هستیم و یا اینکه در حال فریب دادن خویشتنیم؟
ژوئن 17
کتاب هنری چهارم

کتاب زیبا و جذابی دیگر از نویسنده جاویدان شکسپیر که بار دیگر، اثر مشهوری از خود خلق کرده است. این کتاب نمایشنامه ای تاریخی است که همانطور که از عنوان آن پیداست، نویسنده در مورد دوران فرمانروایی هنری چهارم یکی از پادشاهان کشور انگلستان سخن می گوید. شکسپیر به خوبی رخدادهای تاریخی آن زمان را به تصویر کشیده است ولی به نظر عده ای از اهالی فن، سبک و لحن نویسنده با نمایشنامه های دیگر در این سبک متفاوت است.
ژوئن 17
كتاب «آئورا»

رفته رفته رگه هایی مدرن از دل وقایع سر بر می آورند که خواننده وشخصیت فلیپه مونترو را بیشتر درگیر ماجرا می کنند.
نکته جالب توجه در رمان«آئورا»حضور مداوم خواننده در بطن اثر است،یعنی این که نویسنده با ایجاد ترفند هایی ذهن خواننده اش را درست مانند ذهن جوان جویای کاربه اعماق خانه قدیمی و مرموز می کشاند،جایی که از در و دیوارش حس انتظار می بارد و همین انتظار است که رغبت خواندن ایجاد می کند.
کارلوس فوئنتس در«آئورا»هنگامه ای ازشخصیت پردازی بر پا کرده است،او با خلق شخصیتی ظاهرا محوری به نام «خانم کونسوئلو»به عنوان کسی که علاقه دارد خاطرات پراکنده همسر مرحومش را به کمک فلیپه مونترو جمع و جور کند، همواره از برادر زاده اش یعنی «آئورا»می گوید وآمدن قریب الوقوع او را نوید می دهد و جوان مهمان را در تب و تابی غریب فرو می برد که شبیه به عشق است.





