نوشته “کریستوفر هیچنز؛ ریچارد داوکینز؛ سم هریس؛ دنیل دنت، ترجمه امیر منیعی،
در سپیدهدم جنبش خداناباوری نوین، اندیشمندانی ملقب به “آن چهار سوار” _ کریستوفر هیچنز، ریچارد داوکینز، سم هریس و دنیل دنت _ در ردای قاصدان واکاوی مذهب، در بزمی دوستانه کنار هم گردآمدند. گپ و گفتی موشکافانه، دوران ساز و مسحورکننده بود. این گپ و گفت، تجلیِ پرسشگری به بهترین شکل آن است: شورانگیز، نشاط آور، غیرقابل پیش بینی، راستین و ریزبینانه، بطوریکه به ما یادآوری میکند که تا چه اندازه وجوه خداناباوری نوین متنوع است.
ژانویه 09
آن چهار سوار _گفتگویی که تحولی خداناباورانه را رقم زد
دسامبر 28
زن درهم شکسته

نوشته “سیمون دوبووار” ترجمه ناصر ایران دوست،
این رمان در حقیقت مجموع دو داستان است: زن در هم شکسته و سن رازپوشی. زن در هم شکسته؛ داستان زنی است که عمری عاشقانه با همسرش زندگی کرده و همه عمر را وقف شوهر و بچه پهایش کرده و عشق آنها برایش بس بوده؛ اما اکنون میفهمد شوهرش با زن دیگری رابطه دارد و حاضر به ترک معشوقهاش نیست. او در ابتدا سعی میکند با این مسئله کنار بیاید، ولی این اتفاق زیاد به طول نمیانجامد و بر خلاف علاقه و میل باطنیاش، تصمیم به جدایی میگیرد. سن رازپوشی؛ داستان زندگی زن و شوهر مسنی است که عمری با اهداف والا زندگی کرده اند اکنون پسراشان ازدواج کرده و به همه آن هدفها پشت پا زده است. این موضوع در کنار اضطرابهای پیری آنها را از پای درآورده است
دسامبر 28
روانشناسی استبداد _ هیرون یا مبحث استبداد
نوشته “لئو اشتراوس” ترجمه دکتر محمدحسین سروری،
کتاب حاضر با ذکر مکالمه “سیمویند حکیم” و “هیرون “مستبد آغاز میشود. این مکالمه اثری است از “گزنفون” حکیم و فیلسوف معاصر، افلاطون. اشتراوس، نویسنده کتاب، پس از ذکر این مکالمه به تفسیر و تاویل جزء جزء آن میپردازد. مکالمه چنین آغاز میشود: سیمویند حکیم و شاعر، روزی به نزد هیرون مستبد رفت. چون هر دوی آنان کاری نداشتند که انجام دهند و در حال استراحت بودند، سیمویند به او گفت: هیرون، آیا دلت میخواهد درباره پرسشی که طبیعتا تو پاسخ آن را بهتر از من میدانی، توضیح کاملی به من بدهی؟ ” – اشتراوس میگوید: “چرا سیمویند به نزد هیرون رفت؟ چرا پادشاه مستبد به نزد او نرفت؟ این امر نشان میدهد که پادشاهان مستبد، احساس استغنا میکردند. اشتراوس در بخشهای مختلف کتاب درباره لذات جنسی استبداد، نسبت لذت و فضیلت، و فضیلت و قانون سخن گفته است. وی در بخش پایانی کتاب درباره استبداد کلاسیک و معاصر و تفاوتهای آنها بحث میکند. یک بخش مهم دیگر کتاب نقدی است که الکساندر کوژف، بر این کتاب نوشته نیز پاسخهایی که اشتراوس به او داده است. اشتراوس کتابش را با این جمله به پایان برده است: ” آنهایی که فاقد جرات و جسارت هستند، تا عواقب دیکتاتوری را تحقیر کنند… جز این که درباره وجود حرف بزنند، کار دیگری نمیکردند .”
دسامبر 28
یادگار خون سرو

نوشته “هوشنگ ابتهاج (سایه)”
او در ۶ اسفند ۱۳۰۶ در رشت متولد شد و ۱۹ مرداد ۱۴۰۱ درگذشت. پدرش آقاخان ابتهاج از مردان سرشناس رشت و مدتی رئیس بیمارستان پورسینای این شهر بود. ابتهاج سرپرست برنامه گلها در رادیوی ایران، پس از کناره گیری داوود پیرنیا و پایهگذار برنامه موسیقایی گلچین هفته بود. تعدادی از غزلهای او توسط خوانندگان ترانه اجرا شدهاست. ابتهاج در جوانی دلباخته دختری ارمنی به نام گالیا شد که در رشت ساکن بود و این عشق دوران جوانی دست مایه اشعار عاشقانهای شد که در آن ایام سرود. بعدها که ایران غرق خونریزی و جنگ و بحران شد، ابتهاج شعری با اشاره به همان روابط عاشقانهاش با گالیا سرود. او همچنین از مهمترین شاعران سیاسی اجتماعی روزگار خود بود. بسیاری از شعرهای او علیه استبداد دوران پهلوی سروده شده بودند. ابتهاج پس از قتل عام ۱۷شهریور در اعتراض به رژیم پهلوی از مدیریت رادیو استعفا داد. آثار سایه هم در آغاز چندی کوشید تا به راه نیما برود؛ اما، نگرش مدرن و اجتماعی شعر نیما، به ویژه پس از سرایش ققنوس، با طبع او که اساسا شاعری غزلسرا بود؛ همخوانی نداشت. پس راه خود را که همان سرودن غزل بود را با پیروی از شهریار؛ دنبال کرد.
سایه در سال ۱۳۲۵ مجموعهٔ «نخستین نغمهها» را، که شامل اشعاری به شیوهٔ کهن است، منتشر کرد. در این دوره هنوز با نیما یوشیج آشنا نشده بود. «سراب» نخستین مجموعهٔ او به اسلوب جدید است، اما قالب همان چهارپارهاست با مضمونی از نوع تغزل و بیان احساسات و عواطف فردی؛ عواطفی واقعی و طبیعی. مجموعهٔ «سیاه مشق»، با آنکه پس از «سراب» منتشر شد، شعرهای سالهای ۲۵ تا ۲۹ شاعر را دربرمیگیرد. در این مجموعه، سایه تعدادی از غزلهای خود را چاپ کرد و توانایی خویش را در سرودن غزل نشان داد تا آنجا که میتوان گفت تعدادی از غزلهای او از بهترین غزلهای این دوران به شمار میرود.
دسامبر 28
حکومت سایه ها _اسناد محرمانه و سیاسی میرزا حسین خان سپهسالار

به کوشش محمدرضا عباسی،
سندهای محرمانه و سیاسی میرزاحسین خان سپهسالار میرزا حسین قزوینی (۱۲۶۰-۱۲۰۷) معروف به مشیرالدوله، و بعد ملقب به سپهسالار، به مدت دو سال صدراعظم ناصرالدین شاه قاجار بود. او فرزند میرزا نبی قزوینی بود. پس از تحصیلات مقدماتی و مدتی تحصیل در دارالفنون، به ماموریتهای خارجی رفت. به زبانهای فرانسوی و انگلیسی تسلط داشت. او در دوران صدراعظمی امیرکبیر نزدیک به سه سال کارپرداز ایران در بمبئی بود و مدتی پس از مراجعت از هندوستان، کنسول ایران در تفلیس شد. در سالهای آخر صدارت میرزا آقاخان نوری، وزیر مختار ایران در استانبول شد. او ده سال وزیرمختار ایران در استانبول بود و پس از آن هم با رتبه” سفیرکبیری دو سال دیگر در استانبول ماند. مشاور حقوقی و همراهترین فرد به سپهسالار حاج قربانخان هندویی آملی بود.
دسامبر 28
حاکمیت، دموکراسی و سیاست جهانی در دوران جهانی شدن

نوشته “کلاوس مولر” ترجمه لطفعلی سمینو،
نویسنده این کتاب استاد دانشگاه برلین در رشته علوم اقتصادی و سیاسی مبحث جهانی شدن را از زاویه دیدی کلی و با در نظر داشتن مسائل عمومی اقتصادی، سیاسی و اجتماعی بررسی کرده است. در بخش نخست کتاب، درباره مفهوم جهانی شدن، حکومت و دموکراسی بحث میشود و طی آن به موجهای دموکراسی، اقتصاد سیاسی نوین، و تجربیات جهانی شدن در عرصههای منطقهای اشاره میگردد. بر این اساس این امر که جهانی شدن امروزه همچون تهدیدی برای دموکراسی تلقی میشود، نشانهای از وجود مخطوری است که در فصل نخست کتاب بدان پرداخته شده است. نویسنده در این فصل تاکید میکند که شرط اصلی برای شرکت موفقیتآمیز در فرایندهای جهانی شدن نه وجود بازارهای بدون قید و بند آنچه برخی منابع نولیبرال تبلیغ میکنند، بلکه دموکراسی و پیش شرطهای بسیار پیچیدهی آن است. در فصل دوم نیز درباره دومین تفاوت مهم موج کنونی جهانی شدن با امواج پیشینی که در چارچوب قدرتهای جهانی قدیم، دولتهای استعماری و امپراتوری تاریخی به خرکت درآمدند، بحث شده است. نویسنده خاطرنشان میکند: “امروز توانمندی کنشی سیاسی مستلزم آمادگی و توان همکاری چند جانبه است. سازمانهای بینالمللی تخصصی که تعداد آنها رو به فزونی است، مانند انجمن جهانی پست، و یا اتحادهای ویژه، مانند گروه هفت کشور صنعتی بزرگ جهان، میتوانند تنها بخشی از این وظایف را به عهده گیرند. تعیین و تامین نیازمندیهای عمومی جهانی مستلزم قرار داشتن درمراکز تصمیمگیری است که فقط تشکیلات وابسته به سازمان ملل متحد از آن برخوردارند. اما پرنفوذترین تشکیلات در بین همین سازمانها نیز، به طوری که به تازگی همچون انتقاد از خود بیان شده است، آنهایی هستند که “کشورهای ثروتمند برای کشورهای ثروتمند بنیانگذاردهاند”. دومین مساله بزرگ قانونیت جهانی شدن از این مشکل ناشی میشود. صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی بنابر اساس نامههای خود، برای بالا بردن سطح رفاه و توان رشد اقتصاد همه اعضایشان تاسیس شدهاند؛ اما سیاستگذاری آنها در محافل دولتی غربی انجام و برای اهداف آنها به کار گرفته میشوند”.
دسامبر 27
کردستان و انقلاب
نوشته “بهزاد خوشحالی”
هدف از گرد آوري اين مجموعه،آشنايي با يكي از پراهميت ترين دوره هاي تاريخ كردستان و ايران است.خوانندگان اين مجموعه با بسياري از رويدادها و شخصيت هاي آن دوران آشنايي دارند،اما آشنايي با انديشه هاي آنان در همان عصر،وجايگاه انديشه ورز ايشان از زبان خود آنها بسي جالب تر مي نمايد. سرزمين كردستان در آن دوران،روزگار نگراني هاي سياسي و اضطراب هاي اجتماعي از يك سو و كشاكش هاي مسلكي از سوي ديگر بوده است،عصري كه يكي از پرتلاطم ترين دوره ها در تاريخ نوين ايران و دوره اي است كه انقلاب ايران به بار نشست،دوران بي ثبات گذار را پشت سر نهاد و دوره ي ناآرامي كردستان را تجربه كرد. مجموعه ي حاضر،سرگذشت چگونه انديشيدن و چه كردن،چگونه تلقي كردن و چگونه پنداشتن،چگونه تاثيرگذاردن و چگونه تاثير پذيرفتن،و چه بودن ها و چه شدن ها در اين دوران سركش است.
دسامبر 27
هری پاتر و قدیسان مرگبار

نوشتهی جی کی رولینگ،
از خانهی لوسیوس مالفوی «شخصیت تخیلی داستان، فرماندار مدرسهی عالی جادوگری هاگوارتز» شروع میشود؛ جایی که لرد ولدمورت و مرگ خواران در حال کشیدن نقشه برای به قتل رساندن هری پاتر، به دلیل بیاثر شدن جادوی باستانی مادرش در هفدهمین سالروز تولد او هستند. در همین حال هری به همراه رون و هریمون ولدمورت را دنبال میکنند و در این راه هری به راز وسیلههای مرگباری که صاحبش را به قدرت ارباب مرگ بودن میرساند پی میبرد. در بخشی از کتاب هری پاتر و قدیسان مرگبار میخوانیم:صدای به هم خوردن شدید در جلویی در راه پله طنین انداخت و صدایی غرید:”هی، تو”
دسامبر 27
ترس از تاریکی
دسامبر 27
جوان خام

نویسنده: داستایوفسکی ترجمه عبدالحسین شریفیان،
داستان این رمان درباره جوان ۱۹ سالهای به نام آرکادی دالگورکی است. او راوی داستان است و قصد دارد روابطش را با جامعه و پدرش بیان کند. دالگورکی که پسری نامشروع است به معنای واقعی کلمه یک جوان خام است و خودش نیز به خوبی از این موضوع آگاه است. میتوان او را فردی بیهویت دانست که میخواهد با بیان داستان زندگی و روابطش، خود را پیدا کند.




