نویسنده: اچ جکسون براون،
کتابی است کوچک برای شما تا با تلاشهای کوچک اما بسیار باارزش، زندگانی خود و اطرافیان خود را شادتر، پربارتر، زیباتر و دلنشینتر کنید. اگرچه کتابهای متعددی از جکسون براون به فارسی ترجمه شدهاند، اما هنوز معروفترین کتاب او نکته های کوچک زندکی یا اندرزهای کوچک زندگی است که البته با عناوین دیگری نیز ترجمه شده است. بعضی از توصیههای او بسیار ساده – اما همچنان درست – هستند: «وقتی در خیابان گم میشوی، قبول کن گم شدهای و آدرس را از دیگران بپرس.» برخی دیگر از توصیههایش، پیچیدهتر یا دشوارترند. جکسون براون در میان نویسندگان کتابهای ساده آموزشی و انگیزشی، چنان کلاسیک شده است که دیگران حرفها و جملهها و توصیههایش را با تغییرات جزئی بارها به نام خود نقل کردهاند و وقتی کتابهایش را ورق میزنید احساس میکنید در حال جستجو در کانالهای تلگرام فارسی یا اکانتهای اینستاگرام انگیزشی هستید. هرگز برای انجام کاری که واقعاً دوستش داری تسلیم نشو. کسی که یک رویای بزرگ در ذهن دارد، قدرتمندتر از کسی است که همهی فکتها را میداند.
ژوئن 05
نکته های کوچگ زندگی
ژوئن 05
نان و شراب

نوشته اینیاتسیو سیلونه️ ترجمه محمد قاضی،
نام رمانی ست از نویسنده ایتالیایی است.این رمان زمانی نوشته شد که سیلونه در تبعید دولت بنیتو موسولینی به سر می برد.کتاب اولین بار و در سال ۱۹۳۶ و به زبان آلمانی و در سوئیس منتشر شد و در همان سال ترجمه انگلیسی آن در لندن نیز منتشر گردید. نسخه ایتالیایی کتاب تا سال ۱۹۳۷ ظاهر نشد. بعد از جنگ سیلونه نسخه کاملا متفاوتی از کتاب به زبان ایتالیایی در سال ۱۹۵۵ منتشر کرد.”اینیاتسیو سیلونه” (زاده یکم مه ۱۹۰۰ _ درگذشته ۲۲ اوت ۱۹۷۸)، از نویسندگان معاصر ایتالیا است که در روستای -پشینا- از بخش -ابروتزو- به دنیا آمد. سیلونه دوران کودکی را با فقر و تنگدستی گذراند و در زمین لرزه سال ۱۹۱۵ ایتالیا پدر و مادر و پنج برادر خود را از دست داد. در ۱۹۲۱ به حزب کمونیست ایتالیا پیوست و با دستگاه فاشیستی موسولینی به مبارزه پرداخت. در ۱۹۲۷ سفری به شوروی کرد و پس از بازگشت از آن سفر مانند همکاران دیگر خود آندره ژید و آرتور کوستلر و غیره راه مستقلی در پیش گرفت. چنانکه در ۱۹۳۰ از حزب کمونیست استعفا داد. وی به علت فعالیتهای سیاسی ناگزیر شد در ۱۹۳۰ به سوییس بگریزد و شاهکارهای خود مانند “نان و شراب” و “فانتامارا” و “دانه زیر برف” و “یک مشت تمشک” و “رازلوک” و “روباه و گل های کاملیا” را در آن دیار به رشته تحریر کشید. سیلونه در زمان جنگ جهانی دوم به وطن خود بازگشت و در نهضت زیرزمینی ضد فاشیسم علیه حکومت موسولینی مبارزه کرد.
ژوئن 04
مردگان بی کفن و دفن

نویسنده: ژان پل سارتر،
یکی از تاثیرگذارترین نمایشنامههای اوست که اولین بار تحت ریاست سیمون بریو در تئاتر آنتوان در ۸ نوامبر ۱۹۴۶ به روی صحنه آمد. ژان پل سارتر با بر روی صحنه آمدنِ نمایشنامههایش به مردم معمولی و عامی نزدیکتر شد. البته نه این که افکار او در آثار نمایشیاش، از مقالات و نوشتههای فلسفیاش بهتر فهمیده میشدند، بلکه با آثار نمایشی ژان پل سارتر که تمامی تمها و دغدغههای نویسنده را در بر دارد، راحتتر میتوان ارتباط برقرار کرد. او بر این باور است که در برابر آثار نمایشی متداول (مصیبت نامهها و ملودرامهای روانشناختی) تنها تئاتر او با عنوان تئاتر موقعیتها پذیرفتنی است. درگیری وجدان آدمی در موقعیتهای پیش آمده. در مردگان بی کفن و دفن، برای اولین بار، مقاومت دل خراشِ جسم بشر در برابر درد با وحشیانهترین اعمال شکنجه به نمایش گذاشته میشود. دو گروه رو به روی هم قرار میگیرند، شکنجهگر و شکنجهشده. چرا و تا کجا می توان تحمل کرد؟ دلیل این اعمال بی رحمانه ی شنیع دور از آدمی چیست؟ شکنجهگر میخواهد شکنجه شده را تا سر حد مرگ و جنون از پای درآورد، نه برای به دست آوردن اطلاعات لازم، بلکه برای شکستن غرور آن زندانی متمرد پرور، تا به او ثابت کند که بزدل است و بی غیرت، و اعمال وحشیانه غیر انسانی خود را توجیه کرده باشد. شکنجه شده نیز هر بار درد و مشقت را تا سر حد مرگ و جنون تحمل می کند تا به خود ثابت کرده باشد به آرمان و شرف انسانیاش وفادار است. در چنین بنبست احمقانه خطرناکی دو راه بیش تر وجود ندارد: مرگ یا زندگی. ولی انسانها نباید برای هیچ و پوچ بمیرند، پس انتخاب زندگی است!
ژوئن 04
کابوس مرد خدا
نوشته برتراند راسل ترجمه مجید مددی،
نویسنده از فیلسوفان و منطق سرایان قرن حاضر است، او همواره به تحلیل های فلسفی اش در باب روابط انسانی و ماوراء، از دیدگاه منطق صاحب نظر و بنیان گذار است. راسل همواره ابوعلی سینا را استاد خود میداند و عقیده دارد اوست (ابوعلی سینا) که طلایه دار و پایه گذار اصل منطق جهان است. در داستان کوتاه ” #کابوس_مرد_خدا”، راسل از پرسش و پاسخی ملموس و حتی طنز آمیز برای طرح سوالهایش استفاده میکند. انسان را در مقام یک قربانی قرار میدهد و تا لحظه آخر، آگاهی را حتی نسبت به نشانه های عینی از آن او نمیداند.
ژوئن 04
گاندی؛ گونه ای زندگی

نوشته کریشنا کری پالانی️ ترجمه غلامعلی کشانی،
“”همین که وارد شدم، قامتی باریک و قهوه ای در برابرم برخاست و به سویم آمد. هشیاری ام را از دست دادم و فقط نوری را حس کردم. به زانو درآمدم. دستانی به آرامی بلندم کردند و صدایی گفت: “تو دختر من خواهی بود”. هشیاری ام به دنیای اطراف دوباره برگشت و چهره ای دیدم با چشمانی پر از عشق که همراه با برق دلنشینی از شادی به من لبخند میزد. بله، این مهاتما گاندی بود و من بالاخره وارد شده بودم””.این مطلب ماجرایی است که یک خانم اشرافی انگلیسی از سر گذرانده است؛ مادلین اسلید (۱۸۹۲-۱۹۸۲). دختر #سر_ادموند_اسلید وطنش را ترک کرد تا با گاندی زندگی کند و به فعالیت های انسانی مشغول شود. او زندگی اش را وقف انسانیت، پیشبرد اندیشه های گاندی و آزادی هند کرد.پس از گذشت نزدیک به هفت دهه از مرگ گاندی، واکنش بسیاری از افراد نسبت به او همین گونه است؛ واکنشی همراه با اعجاب و احترام. طبیعی است. گاندی در میان توده مردم هواداران بسیاری داشت، اما او عوام فریب نبود؛ زیرا بسیاری از شخصیت های بزرگ نیز به او علاقمند بودند. حتی کسانی بر این باور بودند که از خداوند الهام میگرفت.
ژوئن 04
در ستایش دیوانگی
نویسنده: اراسموس اراسموس، مترجم : حسن صفاری،
اگر به گفتهی پاسکال رجوع کنیم که: «دیوانه بودن آنقدر ضروریست که دیوانه نبودن خود شکل دیگری از دیوانگیست.» بهتر میتوانیم در مسئلهی اساسی کتاب «در ستایش دیوانگی» اراسموس نظر کنیم. این تکگویی دیوانهوار که شباهت بسیاری به فرم فلسفهورزی افلاطون در استفاده از نوعی ادبیّت تئاتری دارد، در ابتدا خطابهای رو به جامعهی خودش در روزگار خودش است و سپس رسالهای برای همهی تاریخ، و درست به همین دلیل که معاصر دوران خودش است، میتواند معاصر همهی اعصار باشد! دسیدریوس اراسموس، با درک شهودی و شناختیاش از اروپای فروشده در منجلاب استبداد، جهل، خرافه و دیگرهراسی، در این کتاب پایهی نقدش را بر فرمی از عقلانیت منزجرکنندهی کلیسایی استوار میکند که برابر هرگونه میل به امر نو، هرگونه آزادگی و آزادمنشی و هرگونه شدّت عقلانی حاصل تعمق در جهان میایست. در ستایش دیوانگی، رسالهایست که پیش از اتوپیای سر تامس مور و گفتار در بندگی خودخواستهی اتیین دولابوئسی، بر اهمیت جنون عقلانی حاصل از آزادی تأکید کرد و فلسفه، الهیات، هنر و ادبیات غرب را از اساس دگرگون ساخت. اگر امروز میدانیم عقلانیت در معنای مدرنش رادیکالترین عملیست که یک انسان باید به آن پایبند باشد، مدیون در ستایش دیوانگی این فیلسوف و مصلح اجتماعی بزرگ هلندی هستیم که مانند دوست دیرینش، سر تامس مور، مردی بود برای همهی دورانها.
ژوئن 04
چهار قدرت بزرگ
نوشته: آگاتا کریستی است که در آن هرکول پوآرو و آرتور هستینگز نقش دارند.این کتاب اولین بار در انگلستان توسط انتشارات «ویلیام کولینز» در ۲۷ ژآنویه ۱۹۲۷ منتشر شد. سبک این رمان با دیگر کارهای آگاتا کریستی متفاوت بوده و چند جنایت که توسط یک سازمان بزرگ روی میدهد را روایت می کند. داستان این کتاب از چند قتل تشکیل می شود که همگی کار یک سازمان مخوف به نام چهار قدرت بزرگ است؛ که چهار شخصیت اصلی دارد: یک چینی یک زن دانشمند فرانسوی یک ثروتمند آمریکایی و یک بازیگر تئاتر که قتل ها به عهده اوست. من با افرادی برخورد کرده ام که از مسافرت و گذشتن از کانال مانش لذت می برند، یعنی افرادی که به هنگام ورود کشتی، آرام و خونسرد روی صندلی راحتی روی عرشه می نشینند و صبر می کنند تا کشتی پهلو بگیرد و توقف کند، و پس از آن اسباب و اثاثشان را بی سرو صدا گرد می آورند و از کشتی پیاده می شوند. من شخصا نمی توانم چنین کاری بکنم. من درست از همان لحظه ای که پا به کشتی می گذارم حس می کنم که وقت آنچنان کم است که نمی شود از جا جهید و کاری کرد.
ژوئن 04
چگونه عاشقانه زندگی کنیم
نویسنده: وین دایر.
در تمام رابطهها تفاوتهایی وجود دارد که هرگز از بین نخواهند رفت. تفاوتها همیشه وجود خواهند داشت. دیدگاه بیدار از فردی که واقعاً بیدار است و فراتر از موفقیت حرکت میکند، یادتان باشد موفقیت تقریباً همیشه به معنای بدست آوردن یا برنده شدن است. «وین دایر» به ما یاد میدهد که چطور به خودمان ایمان داشته باشیم. وین واقعاً این موهبت را دارد که به دیگران نشان دهد که چطور زندگیشان را بهتر کنند، چه از نظر احساسی، روحی یا روانشناختی. شما نمیتوانید با او مواجه شوید و انسان بهتری نشوید. به وین دایر گوش کنید و شکفتن زندگی و روابطتان را تماشا کنید.
برای دانلود کتاب بر روی عکس کلیک کنید.
مه 19
وانمود کن او را نمی بینی
نویسنده: مری هیگینز کلارک ترجمه: نفیسه معتک
زنی جوان، در زمانی نابهجا، در مکانی نابهجا، به طور ناخواسته درگیر ماجرای یک قتل میشود… او ناگزیر است با هویتی دروغین به شهری دیگر برود تا راز قتل را آشکار کند… او مرد دلخواهش را مییابد، اما از اظهار عشق ناتوان است، چرا که لیسی حالت چهره ی ریک را دید و سعی کرد اصلا به روی خود نیاورد. او همیشه احساس می کرد ریک می خواهد با چشمانش او را بخورد.ریک مردی خوش قیافه، لوس و دارای نوعی دلربایی ساختگی بود که کارش را با آن پیش می برد، و شخصیت او به طور واضح لیسی را ناراحت می کرد.
مه 19
به خدای ناشناخته
نویسنده: جان اشتاین بک، ترجمه محمد معینی،
رمانیست معنوی و فرازمینی با پایهی رئال. شخصیت داستان جوزف، خانوادهاش را ترک می کند تا جای بهتری را برای آنها پیدا کند. جوزف همراه پدر و برادرانش در مزرعهای زندگی میکند اما به نظر میرسد مزرعه چندان بزرگ نیست و در غرب قیمت زمین ارزان است جوزف میخواهد مزرعه را ترک کند و به غرب برود و پدر دعای خیر را بدرقه او میکند. جوزف آدم عجیبی است جوری ناشناخته و خداوار آدمی که با زمین پیوند دارد و زمین را درک میکند با زمین حرف میزند و روح آب و زمین و پدرش را متوجه میشود. جوزف در سرزمین جدید پا میگیرد و حس میکند و وظیفه او حفاظت از روح زمین است.







