تالیف مجید خالقیان
(دانش آموخته کارشناسی ارشد تاریخ از دانشگاه تهران) دکترجلال خالقی مطلق (از برترین شاهنامه پژوهان جهان):
تشکیلات فرامانروایی در شاهنامه همان تشکیلات هخامنشی است…. کیخسرو در واقع همان کوروش و چهره افسانه ای کوروش بزرگ است… (هخامنشیان در شاهنامه) با وجود پژوهش های ارزشمند، درباره شاهنامه و تاریخ ایران، هنوز عده ای بیان میکنند که از کوروش و هخامنشیان در شاهنامه یاد نشده است! حتی برخی از این گفته ها بهره می برند و به کوروش ستیزی میپردازند.مشخص نیست از چه رو این حساسیت تا این حد برای کوروش وجود دارد، در حالی که نام بسیاری از پادشاهان ایران که وجود آنها در تاریخ ایران به اثبات رسیده، به صورت مستقیم و دست نخورده در شاهنامه نیامده است. در ادامه خواهیم دید که روایت های مربوط به کوروش در جای جای شاهنامه به چشم میخورد. تعجب آور است که برخی اسکندر شاهنامه را بدون چون و چرا همان الکساندر مقدونی میدانند اما کوروش را کیخسرو نمدانند! آشکار است که کیخسرو در شاهنامه بیشترین آمیختگی را با کوروش بزرگ دارد.
اکتبر 28
کوروش بزرگ در شاهنامه فردوسی
اکتبر 28
مرتضی کیوان

به کوشش شاهرخ مسکوب، مرتضی جوانی سن احساساتی و شدیدالتاثیر اما بردبار. زیباپرست و ادب دوست. زیبایی را در هرچه باشد: در طبیعت و نقاشی، زن و موسیقی، به یک اندازه ترجیح میدهد… دوست پرست و رفیق باز است. برای اولی از جان و مال و فداکاری دریغ ندارد. و برای دومی هیچ کسی را از خود نمی رنجاند… زن را به خاطر شاعر دوست دارد زیرا وجود او را سرلوحه دفتر زندگی و احساسات میداند… حسرت و ناکامی و امید و آرزو چهار عامل موثر و سمجی هستند که دست از گریبان احساسات او برنمیدارد… محجوب و سرسخت و گوشه گیر و ماجراجوست، این حالات در موقعیت مختلف و متناسب در روح او ایجاد میشوند و از احساسات او تجلی میکنند… از فرط خیال و آرزو گاهی دست به دامن شعر می زند و عطش خود را فرو مینشاند. گاهی نیز شعر می سراید و چیزی مینویسد و تمام نوشته ها و اشعار خود را که در نظر دیگران ناچیز است. به خاطر شعر و ادب و دل خود دوست میدارد…”
اکتبر 16
شاهنامه لکی
نویسنده: حمید ایزدپناه.
داستان حماسی رزمی این کتاب، همان موضوع جنگ هماون است که فردوسی در شاهنامه آورده است…. با تفاوتهایی از نظر نام پهلوانان و یا مرزهای ایران و نامهای جغرافیایی دیگر…. جنگ هماون به توصیف فردوسی، در دامنهی کوه هماون رخ میدهد و رزم نیز میان توس، لکی، ایرانیان و تورانیان در جایی به نام شابک تپه با هم درگیر میشوند، نام پهلوان ایرانی فریبرز است که شکست میخورد، و نام فرماندهی تورانی، گرسیوز است… زبان کتاب لکی است و لکی را باید به جای مانده و یا همان زبان پهلوی باستان دانست… شاهنامهی لکی با همان زبان محاوره و گفت و گو سروده شده ولی واژههای ترکی و تازی و فارسی و یا زبانهای کهنتری شاید عیلامی، در آن به کار رفته است.
اکتبر 16
ارتداد در مسیحیت و نقش آن در پیدایش و گسترش اسلام
نوشته: آرمین لنگرودی.
عدم آشنایی با مردم و ایرانیان با تاریخ عقیدتیِ مسیحیت آغازین در سوریه و میانرودان و زمینههای یونانی، یهودی و دوآلیستی این تاریخ، به ترویج ایده «تافته» جدا بافته» بودنِ اسلام و قرآن یاری است. هر چه آشنایی ما با ریشه های فرهنگی و مسیحی قرآن بیشتر شود، به اندازه نامفهومی آن کاسته می شود. دقیقاً همین «در ناآگاهی نگاهداشتنِ مسلمین» یکی از نکاتی است که وقایعنگاران اسلامی عمداً در جستجوی تحقق آن بودند، تا بدینوسیله ایدههای آسمانی بودنِ اسلام را گسترش دهند. باتوجه به آنچه در این کتاب آورده میشود، شاید دیگر آنها مشکلی نداشته باشند، زبان قرآن و مفاهیم آنچنان بزرگی را بهتر بفهمیم. این زبان و شیوه تفکر در سدههای نزدیک به پیش و پس از میلاد مسیح، زبان رایج ادبیِ جریاناتِ مذهبی بود، کما اینکه حتا اسطورههای اسلامی نیز، همگی اسطورههای موجود در آن دوران بودند. ناهمسانیهای کوچک موجود در بین برخی از این اساطیر با داستانهای قهرمانان انجیلهای رسمی، بمعنای ناهمگونیِ اسلام با پژوهش مسیحیت نیست، بلکه بمعنیِ همخوانیِ نسبیِ این مذهب با برخی دیگر از «ارتدادهای» موجود در این مذهب بود، که تا به حال ـ بدلیلِ عدم در پیرامون. و یا حتا نابودیِ برخی از آنها ـ بر ما کمابیش ناشناخته ماندهاند. اینها واقعاً یک امر طبیعی است، چرا که دلیل اصلی پیدایش این دین است، همان تفاوتهای فرقههای پیشقراول آن با کلیسای رسمی بیزانس و روم است که اسرارآمیز بسیاری از قرآنها است، دلیلی برای درست بودنِ تفسیرهای «غیبگرایانهی اسلامی» برای بازگشایی آنها. نیست، بلکه انگیزهای برای جستجوی بیشتر در جهت رمزگشایی علمی، تاریخی و خردمندانه آنهاست. با هرآنچه که تا باحالهایم، میتوانیم به یقین بگویم، که نه تنها پیدایش اسلام در ایران ریشهی خود را در دگردیسیِ یک و یا چند ارتداد مسیحی دارد، بیشتر گسترشِ آن در نقاط غیر، ایرانی مانند آفریقا و یا جنوب اروپا نیز با همین ارتدادها. ـ از رگههای دیگر ـ پیوند داشته است. ناسازگاری های موجود مابینِ گروه های اسلامی امروزی، مخصوص انواع آفریقایی و اروپایی آن ـ که بیشتر ماهیتِ عرفانی دارند ـ با دو شاخه اصلی شیعه و سنی هم نشانی از همین ناهمگونی های موجود در بین این گرایشات اولیه مسیحی ـ مثلاً بین یهودمسیحیان و مسیحیان عرفانی ـ پیش از دگیسی. اسلامیشان است. همچنین تبدیل جریاناتِ اصلی این ارتدادها به اسلام، به معنی نابودیِ کامل آنها هم نیست، چرا که بقایای برخی از این گروهها در شکل کلیساهای کوچک بومی هنوز هم به زیست خود ادامه میدهند.
اکتبر 16
عالم آرای صفوی
به کوشش یدالله شکری،
از کتب مهم تاریخی عهد صفوی است. چنانچه از محتوای کتاب مشخص میگردد، وی از پیروان و ارادتمندان خاندان شیخ صفی و از طبقه عوام شیعه بوده است. نویسنده در کتاب خود که شرح زندگانی پادشاهان اولیه سلسله صفویه است، تاریخ اجتماعی ایران را بطور دقیق و پژوهش گرایانهای مورد مطالعه قرار داده است و در بسیاری از موارد اصطلاحات خاص نقالان و قصهپردازان بصورت تکیه کلامهای عامیانه به کار گرفته شده است. در عالم آرای صفوی همانند تذکرهالملوک مناصب و عناوینی نظیربیگلربیگی، خان، سلطان، مینباشی، قورچیباشی، یوزباشی، دیوان بیگی، اعتمادالدوله، خلیفه الخلفا،تفنگچی، توپچی و… توضیح داده شده است. نویسنده در این کتاب به شرح زندگی طبقات مختلف اجتماعی مردم شهری و روستایی و قبایل کوچنشین پرداخته و سنتها و باورهای بعضا خرافی مردم،آداب و رسوم، آئینهای فتوت و پهلوانی، تصوف، دراویش، قلندران و… را بررسی کرده است. نویسنده مجهول عالم آرای صفوی علاقه زیادی به شخصیت والا و خستگیناپذیر شاهاسماعیل اول صفوی بنیانگذار این سلسله داشته و به نظر میرسد وی یکی از مریدان و سرسپردگان خاندان صفوی بوده است که به شاهان این سلسله عشق میورزیده و آنها را مرشد کامل میدانسته است.
اکتبر 15
از فروغالسلطنه تا انیسالدوله
نوشته دکتر ابوالقاسم تفضلی.
در این کتاب، سرگذشت زنان حرمسرای ناصرالدین شاه، از فروغالسلطنه تا انیسالدوله بازگو میشود، همچنین مخاطبان با رویدادها و اوضاع و احوال دربار در آن عهد آشنا میشوند. کتاب در ۲۹ فصل فراهم آمده که عناوین برخی از آنها بدین قرار است: نظریهها و قضاوتها درباره ناصرالدین شاه، حرمسرا هم و غم ناصرالدین شاه را تشکیل میداد، پنج زن نخستین ناصرالدین شاه، امین اقدس و برادرزاده او عزیز السلطان، انیس الدوله شهره در وفاداری، شکوه السلطنه مادر ولیعهد مظفرالدین میرزا، عفت السلطنه مادر ظل السلطان، عکس گرفتن در دربار و حرمسرای ناصرالدین شاه، جاسوسه ظاهرا خبرنگار انگلیسی در حرمسرای ناصرالدین شاه، تاج السلطنه دختر ناصرالدین شاه از اوضاع داخلی حرمسرا میگوید و کشته شدن ناصرالدین شاه به روایت دهها شاهد. آخرین مطلب کتاب مقالهای است با عنوان امامه، زادگاه انیس الدوله که در پی آن، عکسهایی از درباریان، ناصرالدین شاه و زنان وی به طبع رسیده است.
اکتبر 15
مغزی که خود را تغییر میدهد، روایتهایی از پیشگامان علوم اعصاب در ارتباط با پیروزیهای فردی
نوشته نورمن دویج، ترجمه گیتی قاسم زاده.
در این اثر مطالب شگفتانگیزی درباره مغز و دنیای مرموز جمعیت چندین میلیاردی نورونهایی که در آن در حال فعالیت هستند، خواهید آموخت. این اطلاعات جدید میتواند دگرگونیهای عمیقی در چرخه زندگی و حیاتتان ایجاد کند. طراحی دوبارهای برای مغز: دانشمندی که مغز را تغییر داد تا عملکرد حافظه و ادراک را بهتر کند، سرعت تفکر را افزایش دهد و مشکلات یادگیری را درمان کند.
اکتبر 13
چگونگی شکل گیری یک ابرقدرت اقتصادی _رمزگشایی از صنعتی شدن سریع چین
نوشته “یی ون” ترجمه حسن صبوری کارخانه
بیتردید خیزش چین و تبدیل این کشور به یک قدرت صنعتی بزرگ اقتصادی از مهمترین رخدادهای تاریخ اقتصاد جهان پس از انقلاب صنعتی انگلستان در سده هجدهم به شمار میآید. در این کتاب چرایی شروع فرآیند توسعه صنعتی و اقتصادی در چین واکاوی و چگونگی شکل گیری فرآیند توسعه صنعتی در کشورهای توسعه یافته کنونی از زمان شروع انقلاب صنعتی در انگلستان تاکنون، بررسی میشود.
اکتبر 13
نقش سینما در انقلاب ایران
0
نوشته:امیر شفقی،
پرداختن به سینمای پیش از انقلاب را از جنبههای مختلفی میتوان پیگرفت. آنچه از اهمیت ویژهای برخوردار است تاثیریست که این سینما روی جامعه میگذارد و عاقبتیست که خود پیدا میکند. حالا و از این فاصله زمانی که نگاه میکنیم تاثیر سینما بر جامعهی آنروز را بهتر میتوانیم تحلیل نماییم. بهبیانی دهه های ۴۰ و ۵۰ شمسی سینما ضمن تبدیل شدن به مهمترین تفریح مدرنِ طبقه شهرنشین ایران، موثرترین رسانه موجود در جامعه نیز میشود. این شرایط در حالی اتفاق میافتد که بعد از انقلاب سفید جامعه ایرانی درگیر شدیدترین جنگ پنهان و آشکار بین مظاهر مدرنیته با سنت شده بود. درواقع اوجگیری سینمای ایرانی، بعد از گنج قارون، همزمان میشود با آغاز تشدید درگیری بین ارزشها و عادات سنتی با نظم نوینی که مدرنیته به همراه آورده بود.
اکتبر 13
توسعه به معنای پرورش نخبگان معمولی: آسیب شناسی نخبگان در ایران

نوشته “محسن رنانی”
به تجربه دریافتهام که نوشتههایی که از دلم ریشه گرفته یا بر شهودم متکی بوده، بسیار اثرگذارتر از سایر نوشتههایم بوده است. چهار سال روی کتاب «اقتصاد سیاسی مناقشه اتمی ایران» کار کردم. اما این کتاب که حاصل اندیشهسوزی و عقلانیتورزی من روی موضوع بود، نه آنگاه که در سال ۸۷ در پنج نسخه و به صورت پوشیده برای مقامات ارشد کشور ارسال کردم و نه وقتی در سال ۹۴ نسخه الکترونیک آن به صورت عمومی منتشر شد، مورد هیچ اقبالی، نه از سوی مقامات نه از سوی جامعه نخبگی، قرار نگرفت و اثری بر سیاستهای اتمی کشور نگذاشت. همچنین است سرنوشت سه یادداشتی که با عنوان «قصههایی درباره گناه و توسعه» منتشر کردم و خیلی برای نوشتن آنها فسفر سوزاندم و چند ماه روی آنها کار کردم و چند بار بازنویسی کردم. وقتی این یادداشتها منتشر شد نه در میان سیاستگذاران نه در میان جامعه اثری در حد تلنگر نیز نداشت.







